
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
174بنابراین واضح شد که علّت آنکه خدا در مورد تنازع، ارجاع به کتاب و سنّت داده و ارجاع به أُولواالامر ننموده است براى تعیین مصادر احکام و تشریع است که منحصر به کتاب و سنّت است نه از جهت عدم حجّیت قول أُولواالامر بلکه قول آنها حجّت است و رافع خصومت از جهت آنکه متَّخَذ از کتاب خدا و سیره رسول اللَه است.
و مؤید و شاهد تمام مطالب فوق آیات بعدى است که رجوع به طواغیت زمان را براى رفع منازعه و خصومت حرام مىشمرد.
﴿أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَ يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالًا بَعِيداً﴾ (آیه ٦٠) ﴿وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما أَنْزَلَ اللَهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً﴾ (آیه ٦١) ... ﴿وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَهِ﴾ (آیه ٦٤).
این آیات رجوع به غیر خدا و رسول را در رفع منازعات و مشاجرات حرام مىشمرد و به عنوان سرزنش و تعییب از افرادى که براى حلّ مشکلات خود به حکام جور که بر خلاف حکم خدا و رسول خدا فصل خصومت مىدهند مراجعه کردهاند مؤاخذه مىنماید و فقط حکم پیغمبر را فصل خصومت و رافع منازعه قرار مىدهد. اینها شواهدى است که در آیه أُولواالامر خداوند مرجع و مستند احکام را کتاب خود و سنّت رسول خود قرار داده و از این جهت باید در منازعات آنها را حَکم قرار داد، نه از جهت آنکه قول أُولواالامر که بنا به فرض، معصوم بوده و از کتاب و سنّت تجاوز نمىنماید حجّت نیست بلکه حجّیت آن در طول حجّیت کتاب و سنت است نه در عرض آن. اشکال پنجم: آنکه شیعه میگوید: فائده امام معصوم همانا هدایت به صراط مستقیم و رهائى دادن آنها از منازعات و مشاجرات و تفرقه آنان است، و البتّه این نتیجه با فرض عصمت آنهاست، ولى چنانچه فرض شود در بین خود أُولواالامر نزاعى در گیرد و راجع به اصل ولایت یا غیر آن منازعهاى کنند در این صورت معصوم نبوده و آن نتیجه عائد نخواهد شد. و چون آیه شریفه تنازع مردم را با وجود أُولواالامر بلکه تنازع خود أُولواالامر را بیان مىکند و در تمام احوال، مرجع رفع خصومت را کتاب و سنّت مىداند بنابر این با وجود فرض تنازع میان آنها دیگر فرض عصمت براى آنها محال است.
