
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
163و نیز در نامهاى که معاویه براى آن حضرت مىنویسد متذکر مىگردد که تو اى على همان کسى هستى که بعد از رحلت رسول خدا حتّى چهل نفر ناصر و معین نداشتى، و وقتى که پدرم ابو سفیان آمد با تو بیعت کند به او گفتى که اگر چهل نفر معین و ناصر مىداشتم بر علیه مخالفان قیام مىنمودم.1 لذا چون آن حضرت را تنها یافتند ناصران آن حضرت که عبارت بودند از سلمان، ابوذر، مقداد، زبیر، عمّار بن یاسر، عبّاس بن عبد المطلّب، ابَىّ بن کعب، عُتْبة بن ابى لهب، بَراء بن عازب، سعد بن ابى وقّاص، طلحة بن عبید اللَه2 و تمام بنى هاشم و بسیارى دیگر از مهاجرین و انصار در خانه فاطمه علیها السّلام متحصّن شدند و براى حفظ جان خود از گزند، جائى را بهتر از خانه دختر رسول خدا مأمن نیافتند. ابوبکر عمر را براى احضار آنان براى بیعت فرستاد و گفت: فَانْ ابَوْا فَقاتِلْهُمْ3 «اگر نیامدند با آنها مقاتله و کارزار کن.»
کیفیت بیعت گرفتن از امیرالمؤمنین علیه السّلام به اجبار
عمر با جماعتى از اعوان خود آمد و در خانه فاطمه علیها السّلام وارد شد. ابنابىالحدید گوید: ثُمَّ دَخَلَ عُمَرُ فَقالَ لِعَلِىٍّ: قُمْ فَبایعْ فَتَلَکَّأَ وَ احْتَبَسَ،4 فَاخَذَ بِیده فَقالَ: قُمْ، فَابى انْ یقُومَ، فَحَمَلهُ وَ دَفَعَهُ کَما دَفَعَ الزُّبَیرَ حَتّى امْسَکَهُما خَالِدٌ وَ ساقَهُما عُمَرُ وَ مَنْ مَعَهُ سَوْقاً عَنیفاً، وَ اجْتَمَعَ النّاسُ ینظُرُونَ وَ امْتَلَأَتْ شَوارعُ الْمَدینَةِ بِالرِّجالِ، وَ رَأتْ فاطِمَةُ ما صَنَعَ عُمَرُ فَصَرَخْت وَ وَلْوَلتْ وَ اجْتَمَعَ مَعَها کَثیرٌ مِنْ الْهاشِمِیاتِ وَ غَیرِهِنَّ فَخَرَجَتْ الى بابِ حُجْرَتِها وَ نادَت: یا ابا بَکْرٍ ما اسْرَعَ ما اغَرْتُمْ عَلى اهْلِ بَیتِ رَسُولِ اللَهِ، وَ اللَهِ لا أُکَلِّمُ عُمَرَ حَتّى الْقَى اللَهَ.5
- نامه معاویه که از جواب امیرالمؤمنین در «نهج البلاغه» ص ٣٣ مکاتیب معلوم مىگردد.
- در کتاب «عبداللَه بن سبا» طبع مصر ص ٦٥ گوید: این گروه از بیعت تخلف نموده و در خانه فاطمه متحصن شدند، فى «الریاض النضرة» ١/ ١٦٧ و «تاریخ الخمیس» ١/ ١٨٨ و «ابن عبد ربه» ٣/ ٦٤ و «تاریخ ابى الفداء» ١/ ١٥٦ و «ابن شحنة» بهامش «الکامل» ١١٢ و «جوهرى» حسب روایة ابنابىالحدید ج ٢ ص ١٣٠ ـ ١٣٤ و «سیرة الحلبیة» ٣/ ٣٩٤ و ٣٩٧.
- «کنز العمّال» ج ٣/ ١٤٠.
- تَلکأَ به معنى اینست که کندى کرد و توقف نمود و نیز احْتَبَسَ به معنى توقف و تأنّى است.
- «شرح نهج» ج ٢ ص ١٩ و نیز درج ١ ص ١٣٤ این داستان را آورده است.
