
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
26رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم شنیدم که مىفرمود: در روز قیامت امام جائر را مىآورند در حالى که هیچ یار و یاورى ندارد و هیچ عذر خواهى ندارد و در آتش جهنّم انداخته مىشود و آن ظالم در جهنّم به گرد خود مانند آسیائى که به گردش درآید دور مىزند و سپس در قعر جهنّم آویخته مىگردد.»
گوشههایى از تعدّى و ستمى که در حقّ امیرالمؤمنین شده
امیرالمؤمنین علیه السّلام در بسیارى از خطبهها و نامهها و گفتارهاى خویش از تعدّى و ستمى که درباره ولایت به آن حضرت شد شکوه دارند و از آنچه نگذاردند امر بر محور خویش قرار گیرد و به صاحب و ولىّ امر سپرده شود ناله مىکنند و بر این امّت بخت برگشتة اعراض نموده از کتاب خدا و سنّت رسول خدا مىگریند. در «نهج البلاغه» در مواضع بسیارى این موضوع را بیان مىفرماید، یک جا مىفرماید:
حَتّى اذا قَبَضَ اللَهُ رسُولَهُ صلّى اللَه علیه و آله و سلّم رَجَعَ قَوْمٌ عَلَى الْأعْقابِ وَ غالَتْهُمُ السُّبُلُ وَ اتَّکَلُوا عَلَى الْوَلائِجِ وَ وَصَلُوا غَیرَ الرَّحِمِ، وَ هَجَرُوا السَّبَبَ الَّذى امِرُوا بِمَوَدَّتِهِ، وَ تَقَلُوا الْبِناءَ عَنْ رَصِّ أساسِهِ، فَبَنَوْهُ فى غَیرِ مَوْضِعِهِ، مَعادِنُ کُلِّ خَطیئَةٍ وَ أبْوابُ کُلِّ ضارِبٍ فى غَمْرَةٍ، قَدْ مَارُوا فِى الْحَیرَةِ وَ ذَهَلُوا فِى السَّکْرَةِ عَلى سُنَّةٍ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ مِنْ مُنْقَطِعٍ إلَى الدُّنیا راکِنٍ أوْ مُفَارِقٍ لِلدِّینِ مُباینٍ1
«تا آنکه خداوند پیامبرش را به سوى خود برد، جماعتى از مردم به همان کجروىهاى جاهلى و اعقاب شرک برگشتند و راههاى مختلفه آبستن به شرّ و داهیه آنها را از پستان خود شیر داد و حِقد باطنى، آنها را فرا گرفت؛ و بر مکر و خدعه تکیه زدند و غیر رحم را مواصلت نمودند و آن سبب و واسطه فیضى را که مأمور شده بودند با آن مودّت کنند مهجور و تنها گذاشتند و از آن اعراض نمودند، و بناى محکم ایمان و ولایت و امّامت را از اصل اساسى خود ریشهکن نموده و آن را در غیر موضع واقعى خود انتقال داده و در آنجا گذاشتند؛ اینان معدنهاى هر گناه و خطیئهاى بودند و درهاى باز براى تمام افرادى که در شدّت فتنهها و ازدحام آشوبها جلودار مىشوند و معرکهها بر پا مىدارند، حقّاً که در حیرت و ضلالت دائماً مضطرب و متحرّک بودند، و در شدّت سُکر و مستى مقام و جاه و اعتبار تمام حقایق را فراموش نموده و قرآن و
- «نهج البلاغه» باب خطبهها ص ٢٧١ و ص ٢٧٢ از چاپ عبده مصر.
