
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
25حقوق ضعفاء و محرومیت ملّت و امّت اسلام از او سر زد به طورى که بزرگان اهل تاریخ معترف و موارد خطاى او را در کتب ثبت و ضبط نمودهاند.
عثمان قرآن را سوزانید و شکم عمّار یاسر را شکافت و با لگد چنان بر او زد که بیهوش افتاد و دچار مرض فتق شد، با آنکه مقام و منزلت عمّار صحابى بزرگوار رسول خدا از آفتاب روشنتر و این قول رسول اللَه صلّى اللَه علیه و آله و سلّم:
عَمّارٌ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقٌّ مَعَ عَمّارٍ حَیثُ کانَ، عَمّارٌ جَلْدَةُ مَا بَینَ عَینى وَ أَنْفى1 نزد همه واضح و بر خرد و کلان پوشیده نبود؛ عثمان عبداللَه بن مسعود را به علَّت امتناع از دادن قرآنى که خود جمع نموده بود تازیانه زد؛ عثمان ابوذر غفارى آن صحابى کریم و عظیم را که رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم در شأناو فرموده بود:
ما أَظَلَّتِ الْخَضْراءُ وَ لا أَقَلَّتِ الْغَبْراءُ عَلى ذى لَهْجَةٍ أصْدَقَ مِنْ أَبىذَرٍّ2 به علّت صراحت لهجه و امر به معروف و نهى از منکر از شام به مدینه بر شتر برهنه جمّازه تندرو، تبعید و از آنجا تنها و بىکس به ربذه تبعید نموده و با حالت غربت و گرسنگى در میان بیابان خشک دستخوش هلاک و مرگ ساخت.
عثمان بیت المال مسلمانان را بین حکام و بنى امیه که همه ارحام و اقرباى او بودند قسمت نمود و فریاد اغاثه و استغاثه مسلمانان را بلند کرد، عثمان فدک را به خالد بن ولید تملیک کرد و ارث فاطمه دختر رسول خدا را که باید به فرزندانش برسد به آن مرد خشن و بىباک بخشید؛ عثمان حَکم را که مطرود رسول خدا بود به مدینه فرا خواند و تمام خراج آفریقا را در یک مجلس به او واگذار نمود.
و امیرالمؤمنین علیه السّلام ضمن موعظه به عثمان مىفرماید:
وَ انَّ شَرَّ النّاسِ عِنْدَ اللَهِ امامٌ جائِرٌ ضَلَّ وَ ضُلَّ بِهِ فَأماتَ سُنَّةً مَأْخُوذَةً وَ أحْیى بِدْعَةً مَتْروکَةً، وَ إنّى سَمِعْتُ رَسُولَ اللَهِ صلّى اللَه علیه و آله و سلّم یقُولُ: یؤْتى یوْمَ الْقِیامَةِ بِالْامِامِ الْجائِرِ وَ لَیسَ مَعَهُ نَصیرٌ وَ لَا عاذِرٌ، یلْقى فى نارِ جَهَنَّمَ فَیدُورُ کَما تَدُورُ الرَّحى ثُمَّ یرْتَبَطُ فى قَعْرِها3
«مسلّماً بدترین مردم در نزد خداوند، امام جائرى است که گمراه شده و مردم نیز به وسیله او گمراه گردند و آن امام جائر سنّتهاى صحیحه معمول شده در بین امّت را بمیراند و بدعتهاى غلط و ترک شده را زنده گرداند، و حقّاً که من از
- «منتهى الآمال» ج ١ ص ٩٢.
- «بحار الانوار» ج ١٥ ص ١٠٩ چاپ آخوندى.
- «نهج البلاغه» باب الخطب ص ٣٠٤ ط عبده مصر.
