
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
24حضرت ابو الحسن فرمودند: «مراد از أُولواالامر علىّبنأبىطالب و اوصیاء بعد از آن حضرت هستند.»
و از ابن شهرآشوب روایت است که: سَأَلَ الْحَسَنُ بْنُ صَالحٍ عَنِ الصّادِقِ علیه السّلام عَنْ ذلِکَ، فَقالَ: الْأئمَّةُ مِنْ أَهْلِ بَیتِ رَسُولِ اللَهِ صلّى اللَه علیه و آله و سلّم1
«حسن بن صالح از حضرت صادق علیه السّلام از تفسیر و معناى أُولواالامر سؤال مىکند، حضرت مىفرمایند: مراد، ائمّه از اهل بیت رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم هستند.»
بارى از مجموع بحث استدلالى تفسیرى که در پیرامون آیه أُولواالامر نمودیم و از این سلسله روایات وارده که أُولواالامر را به ائمّه طاهرین منحصر مىداند و ما مقدارى از آن را در اینجا ذکر کردیم (و هر کس استقصاء بخواهد ملاحظه نماید به تفسیر «برهان» در ذیل آیه
﴿أَطِيعُوا اللَهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ﴾ و به «غایة المرام» که چهار حدیث از عامّه و چهارده حدیث از خاصّه روایت مىکند و به «ینابیع الموّدة» مراجعه کند) واضح شد که بدون شک و تردید مراد از أُولواالامر امامان معصوم از گناه و از خطا مىباشند.
نقد نظریه «عصمت اجتماع اهل حلّ و عقد»
و عجیب آنکه همان طور که بعداً مفصّلًا ذکر خواهیم نمود امام فخر رازى به لزوم عصمت در أُولواالامر در این آیه مبارکه اعتراف مىنماید ولى مىگوید: عصمت و مصونیت از خطاء به واسطه اجتماع اهل حلّ و عقد که ولىّ امر را انتخاب مىنمایند حاصل مىشود و به عبارت دیگر هر یک از افراد اهل حلّ و عقد فى نفسه معصوم و مصون از گناه و لغزش نیستند ولى از تبادل افکار و اجتماع آنان این مصونیت پیدا مىشود و بالنتیجه عصمت زائیده شده اجتماع اهل حلّ و عقد است.
ما ان شاء اللَه مفصّلًا به ردّ این کلام عارى از حقیقت خواهیم پرداخت ولیکن فعلًا به یک نکته اکتفا مىکنیم و آن اینکه اگر اجتماع اهل حلّ و عقد موّلد و مورِث عصمت است پس چرا عثمان که به وصیت عمر، اهل حلّ و عقد او را به روى کار آوردند این همه اشتباه و خطا نمود؛ چرا این همه لغزش و گناه اجتماعى و سلب
- تفسیر «المیزان» ج ٤ ص ٤٣٦.
