
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
21که رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم در مواقع بسیارى و نیز در آخرین خطبه خود که در روز رحلت انشاء فرمود از آنان یاد کرده و مردم را به پیروى از آنان توصیه نموده است؛ آنجا که گفته است: من در میان شما دو امر را به جاى مىگذارم که پس از من اگر بدانها متمسّک گردید ابداً گمراه نخواهید شد یکى کتاب خدا و دیگرى عترت من که اهل بیت من هستند؛ چون خداوند لطیف و خبیر براى من بر عهده خود گرفته است که آن دو هیچگاه از هم جدا نشوند تا زمانى که هر دو بر من در کنار حوض کوثر وارد شوند مانند این دو انگشت ـ و رسول خدا بین دو انگشت مسبّحه دو دست خود را که از لحاظ بلندى و هم شکلّى کاملا مانند یکدیگرند به هم پیوستند و به مردم نشان دادند ـ و سپس فرمودند: نمىگویم مانند این دو انگشت ـ و رسول خدا بین انگشت مسبحه و وسطاى خود را که هر دو در یک دست واقع است و از نقطه نظر شکل و اندازه تفاوت دارند به هم پیوستند و به مردم نشان دادند ـ (کنایه از آنکه کتاب خدا و اهل بیت من مانند یکدیگرند و هیچ کدام را بر دیگرى امتیاز نیست) و سپس گفتند: اى مردم شما به این دو چنگ زنید و بر آنها تقدّم نجوئید که گمراه خواهید شد.»
و نیز در «تفسیر برهان» در ذیل آیه:
﴿أَطِيعُوا اللَهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ﴾ و در «غایة المرام» و در تفسیر «المیزان» از تفسیر «برهان» روایت جابر بن عبداللَه انصارى را از رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم روایت مىکند که در آن حدیث رسول خدا یک یک از ائمّه دوازده گانه را مىشمرند و علّت غیبت حضرت مهدى قائم آل محمّد را بیان مىکنند1
و این حدیث حاوى نکات درخشان و مطالبى بس عالى است.
بارى وضوح انطباق أُولواالامر بر ائمه طاهرین علیهم السّلام تا سرحدّى است که در روایت صادق آل محمّد براى اثبات آن دستور مباهله دادهاند. چنانکه در تفسیر «برهان» و «غایة المرام» و در تفسیر «المیزان» از محمّد بن یعقوب کلینى در «کافى» روایت مىکنند از ابى مسروق از حضرت ابى عبداللَه علیه السّلام:
قالَ: قُلْتُ لَهُ: انّا نُکَلَّمُ أَهْلَ الْکَلامِ فَنَحْتَجُّ عَلَیهِمْ بِقَوْلِ اللَهِ عَزَّ وَ جَلَّ: ﴿أَطِيعُوا اللَهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ﴾ فیقولون: نزلت فى المؤمنین، و نحتج علیهم بقول اللَه
- این حدیث را در تفسیر «برهان» ج ١ ص ٢٣٤ و ٢٣٥ و در «غایة المرام» ص ٢٦٥ و ص ٢٦٦ از مرحوم صدوق، و علامه طباطبائى در تفسیر «المیزان» ج ٤ ص ٤٣٥ و ص ٤٣٦ از تفسیر «برهان» نقل کردهاند و ما عین این حدیث را در اوائل جلد سوم از این کتاب (امام شناسى) ذکر کردهایم.
