
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
98به درجه طبقه اوّل نرسیدهاند، ولى تا اندازهاى بدین مرحله آشنا شدهاند.
طبقه سوّم عامّه مردم هستند که تودهها را تشکیل مىدهند، نه خود در سطح عالى علم و عمل ارتقاء یافتهاند، و نه در این صراط گام بر مىدارند، اینان تابع جلوهها و رنگها و بوها هستند، هر چیز چشمگیرى آنان را به سوى خود مىکشد، گرچه از معنویت و واقعیت تهى باشد، ایناناند که به هر که زیباتر باشد رأى مىدهند، و هر که عکسش بر در و دیوار بیشتر خورده باشد، و رسانهها روى او بیشتر تبلیغ کرده باشند، نظرشان را به خود خیره مىکند.
اگر بنا بشود فرضاً رأى را به تمام مردم سپرد، و آنان را در انتخاب پیشوا دخالت داد؛ باید این سپردن بر میزان عقل و درایت و بصیرت آنان ضریب بگیرد، مثلا به مردم عامى حقّ یک رأى دهد، به محصّل حقّ ده رأى، به طالب علم حقّ صد رأى، به دانشمند و عالم حق هزار رأى؛ به حکیم و فیلسوف الهى حقّ ده هزار رأى، به عالم ربانى امّت و عارف که از خود بیرون جسته، و از هواى نفس تهى شده، و به حقّ و حقیقت و کلّیت راه یافته است حق صد هزار رأى، و به آن امّامى که در مصدر ولایت نشسته و از عالم امر نگران عالم خلق است، و با سعه صدر و انشراح سینه خود براى دریافت انوار الهیه و پخش به عالم کثرت، در آبشخوار شرع و شریعت قرار دارد حقّ تمام رأى را داد، و او را یگانه عامل تصمیم گیرى حتّى در انتخاب امام از جانب خدا دانست؛ و این است منطق شیعه که مىگوید: حقّ انتخاب امام از طرف خداست که به وسیله پیامبر یا امام پیشین معین مىشود.
اى آزادیخواهان جاهلى! آیا شما هم حق انتخاب پیشوا و امام را به تودههاى مردم بر همین میزان مىدهید؟! آیا مردم را به گروهها و دستجات مختلف تقسیم مىکنید! و با حقّ ضریبهاى متفاوت حقّ انتخاب را به آنان مىدهید!؟
بدیهى است که چنین نیست.
بلکه بر اساس سیاهى جمعیت و تعداد نفرات، به هر یک خواه فاضل و دانشمند باشد، و خواه نادان و جاهل، و خواه مغز متفکر کشور باشد، و خواه یک فرد تهى مغز، حق یک رأى مىدهید!
و این غلط است. در منطق عقل و درایت غلط است. این رویه و سنت، ارزش عقل و عُقلا و علم و علما را ساقط مىکند؛ و در میزان سنجش قیمت و ارج
