
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
80مىگوید: «اى مردم من تولیت و سرپرستى امر عظیمى را عهدهدار شدهام که به انجام آن طاقت و قدرت ندارم، و دوست داشتم این که قوىترین مردم را به جاى خود مىیافتم، پس شما از من پیروى کنید تا وقتى که من از خدا اطاعت مىکنم، و هر زمان که مخالفت و گناه نمودم دیگر عهدهاى بر شما ندارم. و سپس گریه نموده و گفت: اى مردم بدانید من که این مکان و منبر را اشغال کردم نه به جهت آن است که بهترین فرد از افراد شما هستم و دوست داشتم اینکه بعضى از شما مرا کفایت کند، و اگر از من مسائلى درخواست مىکنید و حاجتى تقاضا مىنمائید که احتیاج به علم باطن و نور قلب و وحى آسمانى باشد دست من از آن خالى است، و من نیستم مگر مانند یک فرد از شما، پس اگر مرا مستقیم یافتید پیروى کنید و اگر من کج شده و انحراف پیدا نمودم مرا راست کنید.
و بدانید اى مردم که با من شیطانى است که بعضى اوقات مرا در بر مىگیرد و بر من مستولى و چیره مىشود، پس زمانى که دیدید من مخالفت امر خدا نموده و از آن شیطان پیروى مىکنم شما دست از پیروى من بردارید، من هیچ اثرى در شما نمىگذارم نه در موهاى شما و نه در پوستهاى بدن شما.»
و چون در جواب مسائل مردم فرو مىماند مىگفت: سَاقُولُ فیها بِرأْیى:1 «من در آتیه رأى خود را بیان مىکنم.»
و چون خسته مىشد و از عهده کار برنمىآمد مىگفت: اىُّ سَماءٍ تُظِلنُّى:2 «کدام آسمان بر سر من سایه مىافکند و مرا از این مشقّت مىرهاند؟»
او معترف است که هنوز از دستبرد نفس امّاره و شیطان خارج نشده و گهگاهى معصیت مىکند و شیطان او را در آغوش خود مىگیرد با این حال چگونه امّامت مىکند، و نه تنها ضعفاى امّت بلکه بزرگان از آنها را مانند سلمان و ابوذر و عمّار و مقداد و حذیفه و جابر بن عبداللَه انصارى و بلکه مقام عصمت کبرى و ولایت عظمى امیرالمؤمنین علیه السّلام را به پیروى خود کشیده و به بیعت و سر سپردگى و اقتداى به اوامر و فرامین و سنّت خود امر مىکند و در صورت تخلّف عمر را به قتال و
- «مسند احمد» ج ١ ص ١١ مراجعه به «الغدیر» ج ٧ ص ١١٨.
- «مسند احمد» ج ١ ص ١١ و «الریاض النضرة» ج ١ ص ١٧٧ مراجعه به «الغدیر» ج ٧ ص ١١٨.
