
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
79محجوب و عنوان کفر واقعى نسبت به حال و درجه او بر او منطبق مىشود، و پیوسته در مقابل شدائد و امتحانات لرزیده و صاعقه هَوى و حب ریاست و جاه که به مراتب از صداى رعد و برق حبّ مال و فرزند و حتّى حیات و زندگى شدیدتر است او را در بیابان و تیه بدبختى در یافته و به هلاکت و تباهى مىرساند.
﴿وَ لا يَزالُ الَّذِينَ كَفَرُوا تُصِيبُهُمْ بِما صَنَعُوا قارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِيباً مِنْ دارِهِمْ حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللَهِ إِنَّ اللَهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ﴾1
«پیوسته به افرادى که روى حقّ را مىپوشانند در اثر کردارشان کوبندههاى شدید مىرسد و آنها را مىکوبد و خرد مىکند یا در نزدیکى خانه آنها بر زمین فرود مىآید تا زمانى که وعده خدا برسد و البتّه خداوند در وعده خلاف نمىنماید.»
آیا چنین فردى که چون مبتلا به قارعه آسمانى بوده و سیل خاطرات نفسانى دائماً بر قلب او هجوم آورده، و لشکر و جنود شیطان دل او را احاطه مىنماید، مىتواند دستى از امّت بگیرد و راهبر ضعفاى امّت در راه توحید و اقویاى آنان به مقام کمال گردد؟
اعتراف ابىبکر به ضعف خود
ابو قُتَیبَة دینَوَرى که از اعاظم و اعیان قدماء عامّه است و تمام اهل تَسَنُّن به جلالت و قدر او معترفاند مىگوید: پس از رحلت رسول خدا ابوبکر بر منبر پیغمبر بالا رفته و این خطبه را خواند:
وَ لَقَدْ وُلِّیتُ امْراً عَظیماً مالى بِهِ طاقَةٌ، وَ لَوَدِدْتُ انْ وَجَدْتُ اقْوَى النّاسِ عَلَیهِ مَکانى، فَاطیعُونى ما اطَعْتُ اللَهَ فَاذا عصیتُ فَلا طاعَةَ لى عَلَیکمْ. ثُمَّ بَکى وَ قالَ: اعْلَمُوا ایهَا النّاسُ انِّى لَمْ اجْعَلْ لِهذَا الْمَکانِ انْ أَکونَ خَیرَکمْ وَ لَوَدِدْتُ انَّ بَعْضَکمْ کفانیهِ وَ لَئِنْ اخَذْتُمُونى بِما کانَ اللَهُ یقیم بِهِ مِنَ الْوَحْى ما کانَ ذلِک عِنْدى وَ ما انَا الّا کاحَدِکمْ، فَاذا رَایتُمُونى قَدِ اسْتَقَمْتُ فَاتَّبِعُونى وَ انْ زُغْتُ فَقَوِّمُونى. وَ اعْلَمُوا انَّ شَیطاناً یعْتَرینى احْیاناً فَاذا رَأَیتُمُونى فَاجْتَنِبُونى، لا اؤَثِّرُ فى اشْعارِکمْ وَ ابْشارِکمْ، ثُمَّ نَزَلَ2
- سوره رعد: ١٣ ـ آیه ٣١.
- «الامامة و السیاسة» ج ١ ص ١٦. و نیز در ص ١٥٧ و ١٥٨ از همین کتاب به عباراتى دیگر خطبه ابوبکر نقل شده است مراجعه شود.
