
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
76چون دانسته شد که خلقت آسمانها و زمین و خلقت انسان و انزال قرآن و ارسال حضرت رسول اللَه همه به حقّ است و انسان نیز باید به حقّ راه یافته و راه و مرتبه خود را به اقصى درجه توحید طىّ کند، آیا بدون امام و مربّى این راه طى مىشود؟ آیا بعد از پیامبر اکرم تربیت و تعلیم برداشته شد؟ آیا لطف خدا فقط در زمان رسول اللَه بوده و بعدأ خدا امّت را مهمل و بىبند و بار قرار داده؟ آیا نفس پیغمبر بعد از ممات کافى براى دستگیرى و ایصال امّت به مقام کمال بوده، امّا حىّ و زنده و صاحب یقین لازم نیست؟ آیا عمل به قرآن طبق فهم سادهاى که مردم دارند بدون معرّفى حقایق کافى است؟ آیا نفس عمل صالح مانند نماز و روزه و صدق و اجتناب از دزدى و قمار انسان را به سر منزل انسانیت مىرساند؟
مىگویند: در سویس و بعضى از نقاط دیگر، مردم هیچ دروغ نمىگویند دزدى نمىکنند، خیانت نمىکنند و و و ... درست است که چون انسان را به هر قسم بار بیاورند به همان قسم عمل مىکند ولى این صفات حسنه در آنها آیا ناشى از عقل و علم و خدا شناسى و معرفت و درک مصالح صدق است یا این طور تلقین شده و بر همین اساس تربیت شدهاند1؟ من خود دیدهام که در دهات که صبح گوسفندها و بزها را به صحرا مىبرند چون چوپان با گوسفندهاى خود حرکت مىکند از در هر خانه عبور کند گوسفند آن خانه روى عادت، خود به خود از منزل بیرون آمده و با گلّه مىرود و شب، هنگام غروب که گلّه بر مىگردد و از کوچه باغها عبور مىکند از جلوى هر منزلى که مىگذرد گوسفند و بزى که متعلق به آن منزل است خود به خود از گلّه جدا شده و به منزل مىرود. این عمل در این حیوان روى عادت است و سزاوار تحمید و تمجید نیست. ضبط صوت خوب صدا را مىگیرد و بدون دخالت بازگو مىکند، بدین صدق و راستى که حقّاً صداى نَفَس خواننده یا ورق کاغذ را نیز بازگو مىکند مستوجب تحمید و تحسین نمىگردد. انسان اروپائى که تعلیم و تربیتش بر اساس توحید و رحم و مروت و ایثار و گذشت نیست، صدق و نظم و امّانت او (به هر مقدار که صحت داشته باشد) صرفاً بر اساس تربیت و تلقین و عادت
- البتّه بنابر صحّت این اقوال، و الّا در واقع مردمان این مناطق هم جز در بعضى آداب و مقررات ظاهرى و تشریفاتى در سایر جهات عملى تفاوتى با دیگران ندارند.
