
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
74زندگى و حیات با روح توحید پیاده شده است، و اگر کسى به آن عمل کند او را به توحید بالا برده و به مبدأ و منشأ خود مىرساند. به خلاف قوانین غیر توحیدى که خواهى نخواهى بر اساس افتراق و نفع طلبى و سود جوئى و کامیابى است. آن قوانین انسان را به تفرقه دعوت مىکند، پیوند انسان را با جهان مىبُرد، هر کس گمان مىکند که از عالم جداست و براى بقاء وجود خود گرچه منافات با هستى غیر داشته باشد مىکوشد.
حتى در ممالک راقیه، آنها دنبال منافع خود مىروند و به فقر و مسکنت و ضلالت کشورهاى دیگر کارى ندارند، مرام آنان کامیابى خود آنان است و بدین وسیله خود را از جهان هستى منقطع مىدانند
﴿مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَ اتَّقُوهُ وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ لا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ﴾1
اسلام مىگوید: همه به سوى خدا حرکت کنید و لباس دوئیت را بکنید و از آنچه شما را از منظور و مقصد توحید باز مىدارد اجتناب کنید، و براى وصول بدین منزل اقامه نماز بنمائید، و از مشرکین نباشید که آنها قوانین خود را طبعاً بر اساس تفرقه قرار داده و دسته دسته منشعب و متفرق شدهاند.
این دین حنیف فقط و فقط خدا را فاعل ما یشاء مىداند و او را مؤثِّر و مربّى و مکمِّل معرفى مىکند و تمام موجودات را فعل و اثر خدا و محکوم اراده متین و مشیت او مىداند، به خلاف مرامها و سُننى که بر اساس توحید بنا نشده است، آنها افراد انسان را مؤثّر مىدانند. شرک به هر درجه که باشد غیر خدا را نیز در عالم وجود شرکت مىدهد و بالنتیجه در آنچه غیر خدا را مؤثر دانسته است خدا را منفعل و متأثّر معرفى مىکند. انسان که به فعل خود متّکى باشد به همان اندازه خدا را در خیال خود عقب زده و او را منفعل مىداند، غفلت از خدا که نیز درجهاى از شرک است همین اثر را دارد.
خدا براى تربیت مردم و بالا بردن سطح معارف و هدایت آنان به اصالت علم و واقعیتهاى جهان که همه در پرتو توحید واقعاند مىفرماید:
﴿أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثى* تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِيزى* إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَهُ
- سوره روم: ٣٠ ـ آیه ٣١ ـ ٣٢.
