
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
73دستورى که انسان را با تمام موجودات مىپیوندد لذّت مىبرد و کانَّهُ انسان یک قطعه غیر قابل انفکاک از کارگاه هستى بوده است. و لذا مىبینیم که قوانین جهاد با عبادات کاملًا سازش و ملایمت دارد. جهاد بر اساس هدایت مردم گمراه است نه بر اساس جهانگیرى و ربودن مال و ملک مردم، لذا در دستورات جهاد اسلام تعدّى و تجاوز نیست، بىرحمى و بىانصافى نیست، کشتن اطفال و زنان و آتش زدن و سوزاندن درختها و متاعها و آب بستن و تشنه گذاردن و داروى سمّى ریختن نیست، چون منظور از جهاد هدایت مردم است نه از ریشه کندن آنها براى جلب منافع شخصى، و لذا جهاد عبادتى است که حتّى با نماز که لازمهاش طهارت و خلوص است کاملًا سازش دارد. نکاح با طلاق که به صورت ظاهر دو امر متخالف هستند با هم انس و آشنائى دارند.
در قرآن مجید به اندازهاى دستورات طلاق روى مبناى صحیح و اخلاقى بیان شده که حقّاً اگر عمل شود یک دنیا رحمت و عطوفت را در بر دارد. مىگوید یا انسان زن را به خوبى نگاه دارد یا به خوبى رها کند، براى طلاق او را در مضیقه نگذارد، و اگر مهریه او به اندازه یک پوست گاو پر از طلا و جواهرات بود دینارى از مهریه او نرباید و براى بخشیدن مهر، او را در فشار نگذارد و به او آزار نرساند، و در حقیقت طلاق یک امر توأم با رحمت و مودّت است. ملاحظه مىشود که در دستورات این دین مبین هر کارى که انسان را به لطف و مودّت و رحمت و شفقت و حُسن نزدیک مىکند تأکید شده، و از هر چه موجب تفرقه و جدائى و پریشانى و دورى از ابناء نوع مىباشد نهى به عمل آمده است و حتّى عیب جوئى و عیب گوئى گناه است، سوء ظَنّ گناه است، مردم را به القابى که راضى نیستند یاد کردن گناه است، سبّ و شَتْم گناه است، تجسّس در احوال نمودن گناه است.
اسلام مىگوید مسلمان باید حسن ظنّ داشته باشد و به برادران ایمانى به دیده نیک بنگرد و به تمام موجودات از نقطه نظر ارتباطى که با خدا و مبدأ توحید دارند به دیده حُسن بنگرد. مسلمان باید شخصیت طلب نباشد، استکبار نداشته باشد، اموال خود را به فقرا و مسکینان بدهد، زر و سیم اندوخته نکند، دنیاپرست نباشد، کار کند و دسترنج خود را براى رضاى خدا و وصول به اعلى درجه انسانیت به افراد تهیدست و بینوا بدهد. این قوانین همه رحمت است و از توحید نازل شده و در تمام شئون
