اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج2

0
اعتقادات

جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولی‌الأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در مجلد دوم:  • تفسیر آیه «اطاعت از اولی‌الأمر»  • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند  • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه  • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد»  • آراء اکثریت مردم نمی‌تواند معیار انتخاب امام معصوم باشد  • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید  • قرآن به وسیلۀ امام، هدایت‌کنندۀ بشر است  • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد  • وصایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام از جانب رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله  • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب  • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد

امام شناسی ج2

59
  • را عمر با تصریح ذکر و نام بجاى فلان ذکر کرده است‌

  •  قالَ: انَّ عُمَرَ قالَ: بَلَغَنى انَّ الزُّبَیرَ قالَ: لَوْ قَدْ ماتَ عُمَرُ بایعْنا عَلِیاً ... و در ص ٥٨٣ ـ ٥٨٤ گوید: انَّ فُلاناً وَ فُلاناً قالا: لَوْ قَدْ ماتَ عُمَرُ بایعْنا عَلِیاً ... فَمَنْ بایعَ رَجُلًا غَیرَ مَشْوَرةٍ فَانَّهُما اهْلُ انْ یقْتَلا وَ انّى اقْسِمُ بِاللَهِ لَیکُفَّنَّ الِّرجالُ اوْ لَیقْطَعَنَّ ایدیهِمْ وَ ارْجُلُهُمْ وَ لَیصَلَّبُنَّ فى جُذُوعِ الَّنخْلِ الحدیث»1

  •  وَ فِى‌ «السِّیرةِ الحلبیة» ج ٣ ص ٤٠١: قالَ عُمَرُ: انَّ بَیعَةَ ابِى بَکْرٍ فَلْتَةٌ اىْ مِنْ غَیر اسْتِعْدادٍ وَ لا مَشْوَرَةً کَما تَقَدَّمَ رَدّاً عَلى مَنْ بلَغَهُ عَنْهُ انَّهُ قالَ: اذا ماتَ عُمَرُ بایعْتُ فُلاناً وَ اللَهِ ما کانَتْ بَیعَةُ ابِى بَکْرٍ بِمَشْوَرَةٍ الْبَیعَةُ لا تَتَوَقَّفُ عَلى ذلِکَ. فَغَضِبَ فَلَمّا رَجَعَ مِنْ آخِرِ حِجَّةٍ حَجَّهَا الْمَدِینَةَ قالَ عَلَى الْمِنْبَر: قَدْ بَلَغَنَى انَّ فَلانا قالَ: وَ اللَهِ لَوْ ماتَ عُمَرُ بْنُ الْخَطّابِ لَقَدْ بایعْتُ فلُاناً انَ بَیعَةَ ابى بَکرٍ کَانَتْ فَلْتَةً مِنْ غَیرَ مَشْوَرَةٍ فَلا یغْتَرَّنَّ امْرُؤُ انْ یقُولَ: انَّ بَیعَةَ ابى بَکرٍ کانَتْ فَلْتَةً فَنَعَمْ کانَتْ کَذلِکَ الّا انَّ اللَهَ قَدْ وَقى شَرَّها.

  •  اگر نتیجه آراء اهل حلّ و عقد عصمت است، ابوبکر که براى تعیین عمر مجلسى تشکیل نداد و به تنهائى عمر را به خلافت نصب نمود و با آنکه ابوبکر معصوم نبود چگونه انتخاب عمر براى ابوبکر به تنهائى مُنتج عصمت شد؟ با آنکه طلحه به ابوبکر پرخاش نموده و انتخاب او را غلط معرّفى کرد. طلحه مسلّماً از اهل حلّ و عقد بود، رأى ابوبکر بر رأى طلحه چه مزیتى داشت، که آن نتیجه عصمت دهد و رأى طلحه نتیجه خلاف عصمت!؟ انَّ ابا بَکْرٍ لَمّا نَصَّ عَلى عُمَرَ قامَ الَیهِ طَلْحَةُ فَقال: ما تَقُولُ لِرَبِّکَ وَ قَدْ وَلَّیتَ عَلَینا فَظّاً غَلیظاً؟ قالَ ابُو بَکْرٍ: فَرَکْتَ لى عَینَیکَ وَ دَلَکْتَ لى عَقِبْیکَ وَ جِئْتَنى تَکُفَّنى عَنْ رَأْیى وَ تَسُدُّنى عن دینى؟ اقوُلُ لَهُ اذا سَألَنى: خَلَّفْتُ عَلَیهِمْ خَیرَ اهْلِکَ.2

  •  و اگر نتیجه آراء عصمت است چرا عبدالرحمن بن عوف که با عثمان بیعت کرد و او را به خلافت برگزید قاطبه مسلمین او را مذمّت کردند و بعد از آنکه جنایت‌هاى عثمان مشهود شد خود عبدالرحمن بر عثمان خرده گرفت تا جائى که‌

    1. «عبداللَه بن سبا» چاپ مصر ص ٩٢ و در «غایة المرام» ص ٥٦٠ راجع به قول عمر: ان بیعة ابى‌بکر فلتة از طریق عامّه ٨ حدیث و در ٥٦١ از طریق خاصه ٢٣ حدیث ذکر مى‌کند.
    2. «الغدیر» ج ٧ ص ١٥٢.