اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج2

0
اعتقادات

جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولی‌الأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در مجلد دوم:  • تفسیر آیه «اطاعت از اولی‌الأمر»  • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند  • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه  • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد»  • آراء اکثریت مردم نمی‌تواند معیار انتخاب امام معصوم باشد  • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید  • قرآن به وسیلۀ امام، هدایت‌کنندۀ بشر است  • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد  • وصایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام از جانب رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله  • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب  • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد

امام شناسی ج2

58
  • در خطبه شقشقیه:فَیا عَجَباً بَینا هُوَ یسْتَقیلُها فِى حَیاتِهِ اذْ عَقَدَها لِآخَرَ بَعْدَ وَفاتِهِ.1

  •  از کلام آن حضرت استفاده مى‌شود که ابوبکر مى‌گفت: که مرا رها کنید و استعفاء دهید و على را به جاى من برگزینید و الا اگر تقاضاى مجرّد استقاله و استعفاء بود و تقاضاى نصب على نبود اینکه تعجّبى نداشت. شاهد بر معنى آنکه مى‌گوید:

  •  اقیلُونى وَ لَسْتُ بِخَیرِکُمْ وَ عَلِىٌ فیکُمْ.

  •  این لفظ با خصوص قید «وَ عَلِىٌّ فیکُمْ» در «تجرید» موجود و شارح آن قوشجى که سنّى مذهب است بر آن ایراد نکرده و این لفظ را از ابوبکر معترف است.

  •  و در کتاب «احقاق الحق» قاضى نور اللَه شوشترى وارد است که فضل بن روزبهان در هنگام جواب از زشتیهاى ابوبکر و آتش زدن در خانه حضرت زهراء سلام اللَه علیها خود تصریح مى‌کند که در صحاح کتب اهل سنت موجود است که ابوبکر بر فراز منبر آمده و گفت: اقیلُونى فَلَسْت بِخَیرِکُمْ وَ عَلِىًّ فیکُمْ‌، و نیز ابن حجر در «الصواعق المحرقة» ص ٣٠ اقاله را از ابوبکر اعتراف دارد.2

  • عمر اجتماع سقیفه را لغزش شمرده است‌

  •  و نیز اگر رأى سقیفه مُنتج عصمت بود چرا عمر آنرا لغزش شمرده است؟!3 طبرى از عمر نقل مى‌کند که گفت:

  •  ثُمَّ انَّهُ بَلَغَنَى انَّ قائِلًا مِنْکُمْ یقُولُ: لَوْ قَدْ ماتَ امیرُالْمُؤْمِنینَ (عمر مقصود است) بایعْتُ فُلاناً فَلا یغُرَّنَّ امْرَءاً انّ یقُولَ: انّ بَیعَةَ ابِى بَکْرٍ کانَتْ فَلْتَةً فَقَدْ کانَتْ کَذلِکَ غَیرَ انّ اللَهَ وَقى شَرَّها.4

  •  و ابن هشام گوید: ثُمَّ انَّهُ قَدْ بَلَغَنى انَّ فُلاناً قالَ: وَ اللَهِ لَوْ قَدْ ماتَ عُمَرُ بْنُ الْخَطّابِ لَقَدْ بایعْتُ فُلاناً فَلا یغُرَّنَّ امْرَءاً انْ یقُولَ: انَّ بَیعَةَ ابِى بَکْرٍ کانَتْ فَلْتَةً فَتَمَّتْ وَ انَّها قَدْ کانَتْ کَذلِکَ الّا انَّ اللَهَ وَقى شَرَّها.5

  •  و از «انساب الاشراف» بالذرى ج ١ ص ٥٨١ نقل شده است که این مطلب‌

    1. «نهج البلاغه» فیض الاسلام ص ٤٧.
    2. «شیعه و اسلام» سبط جزء ٢ ص ١٠٣. و فخر رازى در «نهایة العقول»، و أبو عبیدة قاسم بن سلام، و طبرى، و بلاذرى در «أنساب الاشراف»، و سمعانى در کتاب فضائل، و محبّ الدّین طبرى در «الرّیاض النّضرة»، و در «تاریخ خمیس» حکم به صحّت این روایت کرده‌اند، و جزرى در «کامل» با این عبارت آورده است: قد وُلّیتُ علیکم و لستُ بخیرکم
    3. در «الغدیر» ج ٥ ص ٢٧٠ مى‌گوید که عمر گفته است: انها کانت فلتة وقى اللَه شرها (مصادر بسیارى در پاورقى) یا گفته: فلتة کفلتات الجاهلیه (تاریخ طبرى) فمن عاد مثلها فاقتلوه (الصواعق المحرقه).
    4. «تاریخ طبرى» ج ٢ ص ٤٤٦.
    5. «سیره ابن هشام» ج ٤ ص ١٠٧٣. و در «غایة المرام» ص ٥٤٩ در حدیث ١٥ از محمّد بن على الحکیم الترمذى که از اکابر علماء عامّه است نقل مى‌کند که ابوبکر گفت: اقیلونى فان علیا احق منى بهذا الامر و فى روایة: کان الصدیق یقول ثلاث مرات: اقیلونى اقیلونى فانى لست بخیرکم و على فیکم.