
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
56بجاى سعادت و هدایت ریختند.
جنایات حکام منصوب از ناحیه اهل حلّ و عقد
آن نبوّت پاک و اساس تعالیم قرآن که بر حیات معنوى و زندگى بر اساس توحید و تعالیم فطرت و صدق و صفا و ایثار و انفاق و عاطفه و رحم و دستگیرى از مخلوقات و هدایت آنان به راه صلاح واقع بود در اثر مدّت کوتاهى به یک امپراطورى عظیم که معاویه در شام تشکیل داد و بر اساس عدوان و ظلم بر مردم بیچاره و امّت متحیر تبدیل شد، و دیکتاتورى به جاى حرمت اسلام نشست و قوانین خدا کاملًا به عکس شد، حدود خدا تعطیل و احکام و قوانین قرآن از بین رفت و اموال مردم به یغما رفت و خونهاى بىگناهان ریخته شد و نوامیس اسلام پاره گشت. و سپس در دوران حکومت بنى امیه و بنى العبّاس و خلفاى بعدى چه جنایات که نشد و حقاً اگر این طرز حکومت را حکومت جائره ظالمه شیطانیه نام گذاریم، سزاوارتر است تا یک حکومت الهى بگوئیم، و تمام این جریانات بر اساس همان اجتماع اهل حلّ و عقد بوده و این مفاسد را به بار آورد و این تحمیلات عجیب را بر دوش مردم مسکین قرار دادند.
حکومت معاویه بر امضاء و تصحیح عمر بود، عمر او را والى شام نمود و او را بر اعراض و اموال و بیت المال مسلمین مسلّط ساخت و حکومت امپراطورى و متجمّل او را امضاء نمود، و او را بر آن حکومت تقریر و تثبیت نمود. حکومت معاویه و سپس حکومت یزید و مروان و عبد الملک همه بر اساس و پایه دستور عمر بود. عمر خلافت را در مجلس شورا قرار داده و شش تن از اهل حلّ و عقد را بر آن قرار داد و بالأخره با رأى عبد الرّحمن بن عَوْف، عثمان بر مسلمین و اعراض و اموال و دماء و نوامیس آنان مسلَّط شد و پایههاى اسلام را متزلزل نمود، بیت المال مسلمین را صرف آراء شخصیه و به اقوام خود قسمت مىکرد و معاویه را بر حکومت شام تقریر و تثبیت نمود و حکم قتل محمّد بن ابىبکر را به والى خود در مصر نوشت و بالأخره در اثر قیام مصرىها با آن وضع فجیع کشته شد و آن همه مفاسد به بار آمد.
عمر به انتخاب ابوبکر که خود را تنها اهل حلّ و عقد مىدانست بر سر کار آمد. عمر بود که در خانه حضرت صدیقه زوج مرتضى، بضعه رسول خدا را آتش زد و مقام ولایت کبرى را با شمشیر کشیده بدون عمامه به مسجد آورد و او را امر به بیعت نمود، در حضور جماعت مسلمین تمام فضائل و وصایت و خلافت و وزارت و ولایت و
