اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج2

0
اعتقادات

جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولی‌الأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در مجلد دوم:  • تفسیر آیه «اطاعت از اولی‌الأمر»  • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند  • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه  • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد»  • آراء اکثریت مردم نمی‌تواند معیار انتخاب امام معصوم باشد  • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید  • قرآن به وسیلۀ امام، هدایت‌کنندۀ بشر است  • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد  • وصایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام از جانب رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله  • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب  • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد

امام شناسی ج2

48
  • شده‌ام و شهادت به لا اله الّا اللَه و محمّدٌ رسولُ اللَه و عَبْدُه‌ داده‌ام و تمام اقوام من چون خبر ورود شما را شنیدند فرار کردند و من تنها مانده‌ام آیا این اسلام، فردا که هوا روشن مى‌شود دست مرا مى‌گیرد و از هلاکت نجات مى‌دهد یا من هم فرار کنم؟ عمّار به او گفت: این ایمان براى تو مفید است. آن مرد اقامت نمود و فرار نکرد چون صبح شد خالد دستور حمله و غارت داد. لشکریان غیر از این مرد هیچ کس را نیافتند خالد این مرد را گرفت و تمام اموال او را ربود، خبر به عمّار رسید عمّار به نزد خالد آمد و گفت: این مرد را آزاد کن و دستت را از او بردار، او اسلام آورده و من او را امّان داده‌ام. خالد گفت: تو چه کاره هستى که امّان دهى؟ عمّار و خالد یکدیگر را دشنام دادند و شکایت به نزد رسول خدا آوردند. حضرت پناه دادن عمّار را امضاء نمود و تصدیق کردند و نهى نمودند که پس از آن اگر در تحت تبعیت امیرى باشد امّان بدهد. آن دو نفر باز در نزد حضرت رسول یکدیگر را دشنام دادند خالد گفت: یا رسول اللَه تو مى‌گذارى این عبد اجْدَع مرا دشنام دهد، حضرت فرمودند: اى خالد، عمّار را دشنام مده و او را سب مکن به درستى که کسى که عمّار را دشنام دهد خداوند او را دشنام مى‌دهد و کسى که عمّار را به غضب آورد خداوند او را به غضب درخواهد آورد، و کسى که عمّار را لعن کند خداوند او را لعن مى‌کند. عمّار از خشونت و انحراف خالد بن ولید به خشم آمده و برخاست، خالد به دنبال او رفته و لباس او را گرفت و از او پوزش طلبید، عمّار راضى شد. و خداوند این آیه را فرستاد1

  •  و نیز از ابو هریره روایت کنند که:

  •  قَالَ رَسُولُ اللَهِ صلّى اللَه علیه و آله و سلّم: مَنْ اطاعَنى فَقَدْ أطاعَ اللَهَ، وَ مَنْ اطَاعَ أمیرى فَقَدْ أطاعَنى، وَ مَنْ عَصانى فَقَدْ عَصَى اللَهَ، وَ مَنَ عَصى أمیرى فَقَدْ عَصانى.2

  •  و نیز روایات دیگرى را نقل مى‌کند که مقصود از أُولواالامر حکام هستند گرچه آنها جائر و ظالم باشند.

  •  مى‌گوئیم: اوّلًا همان طور که سابقاً استدلال نمودیم منظور از أُولواالامر حتماً معصومین هستند و الّا لازمه‌اش اجتماع امر و نهى در موضوع واحد و از جهت واحده است و این خلاف منطق عقل و مستلزم محال است. و به این معنى فخر رازى در تفسیر

    1. «الدر المنثور» ج ٢ ص ١٧٦.
    2. «الدر المنثور» ج ٢ ص ١٧٦.