اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج2

0
اعتقادات

جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولی‌الأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در مجلد دوم:  • تفسیر آیه «اطاعت از اولی‌الأمر»  • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند  • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه  • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد»  • آراء اکثریت مردم نمی‌تواند معیار انتخاب امام معصوم باشد  • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید  • قرآن به وسیلۀ امام، هدایت‌کنندۀ بشر است  • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد  • وصایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام از جانب رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله  • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب  • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد

امام شناسی ج2

41
  •  «و زمانى که گردونه ستم به ضرر خودشان به گردش افتاد و مورد ملامت و سرزنش قرار گرفتند پناه آوردند به عفو بزرگ مردى که بخشش شیوه او بوده و آنها را به پیمودن راه حق وا مى‌داشت. پس گروهى طالب نجات و رستگارى ابدى شده، و دسته‌اى دیگر طعمه شمشیر خشم قرار گرفتند. ولى با تمام این عفو و بخشش‌ها پس از پایان جنگ و بازگشت به خویشان خود غضبشان فرو ننشست و از کیفرشان کاسته نگردید.»

  •  و دیگر آنکه: ما ندیدیم هیچ گاه شخص شجاعى، جواد و سخى باشد. عبداللَه بن زبیر شجاع بود و بخیل‌ترین مردم و پدرش زبیر شجاع بود و بخیل و حریص. عمر به او گفت: اگر خلافت را بگیرى همیشه در بطحاء براى ربودن صاع و مدى که در دست مردم است آنها را لطمه و سیلى مى‌زنى. و على علیه السّلام چون خواست که جلوى تبذیر مالى برادر زاده خود عبداللَه بن جعفر را بگیرد، نقشه‌اى کشیده و او را با زبیر در اموال و تجارتش شریک ساخت و پس از آن مى‌فرمود: زبیر از تبذیر عبداللَه سوء استفاده نمود و به پناهگاه خوبى تکیه داد (و اموال او را بى‌دریغ از دست او به نفع خود مى‌ربود) و این شرکت زبیر نتوانست عبداللَه را از تبذیرها و زیاده روى‌ها جلوگیرى کند. و طلحه شجاع بود و لکن بسیار حریص و بخیل بود و از انفاق امساک مى‌نمود تا به حدّى که از اموال پس از خود آنقدر باقى گذاشت که به حساب در نیاید. و عبد الملک شجاع بود و بسیار حریص و بخیل به طورى که در بخل و حرص ضرب المثل شده بود و به او مى‌گفتند: رَشْحُ الْحُجْر یعنى ترشّحات او همه منع، و انفاق او بخل و امساک است. و امّا حال امیرالمؤمنین علیه السّلام را دانستى که در شجاعت و سخاوت تا چه سرحدّى بود و چگونه چنین نباشد و این نیز از عجائب آن حضرت است‌1. و راجع به این موضوع ادیب شاعر شیخ صفىّ الدّین بن عبد العزیز بن سِراباء حلّى سروده است:

  • جُمِعَتْ فى صِفاتِکَ الْأَضْدادُ***فَلِهذا عَزَّتْ لَکَ الْانْدادُ
  • زاهِدٌ حاکِمٌ حَلیمٌ شُجاعٌ‌***فاتِکٌ ناسِکٌ فَقیرٌ جَوادٌ
  • شِیمٌ ما جُمِعْنَ فِى بَشَرٍ قَطْ***وَ لا حازَ مِثْلَهُنَّ الْعِبادُ
    1. «شرح نهج البلاغه ابن‌ابى‌الحدید» ج ١ ص ١٦ و ١٧.