اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج2

0
اعتقادات

جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولی‌الأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در مجلد دوم:  • تفسیر آیه «اطاعت از اولی‌الأمر»  • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند  • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه  • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد»  • آراء اکثریت مردم نمی‌تواند معیار انتخاب امام معصوم باشد  • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید  • قرآن به وسیلۀ امام، هدایت‌کنندۀ بشر است  • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد  • وصایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام از جانب رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله  • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب  • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد

امام شناسی ج2

40
  • قبل از خلافت، ریاست و امّارت او را تغییر نداد و حکومت اخلاق او را عوض نکرد. چگونه ریاست اخلاق او را عوض کند، و همیشه او رئیس بود و چگونه امّارت، سجیه او را تغییر دهد و همیشه او امیر بود. او از خلافت شرافتى را اخذ ننمود و از آن زینتى به خود نگرفت بلکه چنانکه ابو عبداللَه احمد بن حنبل گفته است همان طور بود.

  •  شیخ ابو الفرج عبد الرَّحمن بن علىّ ابن الجَوْزى در تاریخ معروف خود «المنتظم» گفته است: در محضر احمد بن حنبل از خلافت ابوبکر و على سخن گفتند و بسیار گفتند. سپس احمد سر خود را بلند نموده گفت: زیاد سخن گفتید انَّ عَلِیاً لَمْ تَزِنْهُ الْخِلافَةُ وَ لکِنَّهُ زانَها «خلافت على را زینت نداد بلکه على خلافت را زینت داد.» و این کلام به مفهومه دلالت دارد بر آنکه غیر على از خلافت زینت یافتند و نقصان خود را به خلافت تمام نمودند و در على علیه السّلام نقص نبود تا آنکه محتاج شود به خلافت نقص خود را تتمیم کند بلکه خلافت صاحب عیب و نقص بود و به ولایت على نقص خود را تمام کرد.

  •  و دیگر آنکه: آنچه بر ارباب شجاعت و کشندگان نفوس و ریختن خون غلبه دارد آن است که بسیار کم گذشت و بعید العفو هستند چون داراى جگرهاى پر غیظ و غضب و دل‌هاى ملتهب و آتشین هستند و قواى غضبیه در آنها شدید است. و امّا حال امیرالمؤمنین علیه السّلام را در بسیارى خون ریزى و در عین حال، گذشت و عفو و اغماض و حلم و غلبه بر هواى نفس دانستى و دیدى چگونه در یوم جَمَل پس از فتح و پیروزى و غلبه بر دشمن، عفو و اغماض نمود و کرامّت و بزرگى به خرج داد.1

  •  و چه خوب «مهیار» راجع به آن حضرت سروده است:

  • حَتّى إذا دارَتْ رَحى بَغْیهِمْ‌***عَلَیهِمْ وَ سَبَقَ السَّیفُ الْعَذَل
  • عاذُوا بِعَفْوِ ماجِدٍ مُعَوَّدٍ***لِلْعَفْوِ حَمّالٍ لَهُمْ عَلَى الْعِلَل
  • فَنَجَّتِ الْبُقْیا عَلَیهِمْ مَنْ نَجا***وَ اکَلَ الْحَدیدُ مِنْهُمْ مَنْ اکَل
  • أَطَّتْ بِهِمْ أَرْحامُهُمْ فَلَمْ یطِعْ***ثائِرَةُ الْغَیظِ وَ لَمْ یشْفِ الْغَلَل
    1. امیرالمؤمنین علیه السّلام عائشه را بخشید و با وجود حقد شدیدى که از آن حضرت در دل خود داشت حضرت او را عفو نمود. قال فى نهج‌البلاغه: و امّا عائشة فقد ادرکها ضعف رأى ‌النّساء. و نیز از مروان حکم گذشت و او را عفو نمود با آنکه خودش هنگام عفو غدر و مکر او را بیان مى‌کند. (نهج البلاغه ج ١ ص ١٢٣).