
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
38اجتماع صفات متضادّه در امیرالمؤمنین علیه السّلام
جامع «نهج البلاغه» مرحوم سید رضى در مقدّمهاى که بر آن نوشته است گوید: از عجائب امیرالمؤمنین علیه السّلام آن عجایبى که اختصاص به خود او داشته و هیچ کس نتوانسته است با او مشارکت کند آن است که چون شخص متأمّل و متفکر در کلمات آن حضرت راجع به زهد و موعظه و یاد آورى خدا و منع از توجّه به دنیا و غیر خدا به دقّت بنگرد و تأمّل کند و از موقعیت آن حضرت با آن جلالت قدر و نفوذ قدرت و سیطره کلیه بر امّت صرف نظر کند و به کلّىّ شئون اجتماعى آن حضرت را از دل خارج کند هیچ گونه شک و تردیدى براى او پیدا نمىشود که این مواعظ، کلام یک زاهد است که غیر از زهد بهرهاى نداشته و به غیر از عبادت شغلى نداشته، همیشه سر خود را در خانه شکسته و بیغولهاى فرو برده یا در دامنه کوهى سکنى گزیده و با احدى رفت و آمد نداشته و غیر از حسّ خود و نفس خود چیزى را ندیده و برخورد نکرده است. و هیچ گاه نمىتواند باور کند که این مواعظ و زواجر، کلام کسى است که در دریاى جنگ فرو مىرفته است و پیوسته با شمشیر برّان گردنهاى رجال روزگار و گردن کشان را مىزده، شجاعان عالم را به خاک و خون مىکشیده و از دم شمشیرش خون مىچکیده است و در عین حال از تمام زهّاد روزگار زاهدتر و از ابداًل این عالم بوده است. و این حقیقت از فضائل عجیب و اختصاصات لطیف آن حضرت است که بین اضداد جمع نموده و مشتّتات صفات و اخلاق را در نفس نفیس خود تألیف و آشتى داده است. و من در بسیارى از اوقات با برادران دینى خود این قضیه را گفتهام و آنها نیز در عجب فرو رفتهاند، و واقعاً موضع عبرت و تفکر است1.
ابنابىالحدید شافعى شارح معتزلى در ذیل کلام سید رضى گوید: امیرالمؤمنین علیه السّلام داراى اخلاق متضادّ بودهاند.
یکى همان که سید رضى ذکر کرد و واقعاً جاى شگفت است. زیرا آنچه بر مردان شجاع روزگار و اهل جرأت و اقدام در معارک و مغامِر غلبه دارد همانا قلبهاى قسىّ و بىباکى و جبروتیت و سرکشى است، و آنچه بر مردان زاهد و تارک دنیا که دست از لذّات کشیده و به موعظه مردم و یاد آورى آنان از مرگ و ترسانیدن آنها از
- «شرح نهج البلاغه ابنابىالحدید» ج ١ ص ١٦.
