
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
35در لقب «امیرالمؤمنین» که افضل القاب على بن أبىطالب علیه السّلام است
أُولواالامر جمع است یعنى صاحبان امر و منظور صاحبان امر مؤمنیناند چون مىفرماید: ﴿وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ﴾ و این اوّلین لقبى است که رسول خدا از طرف خدا به حضرت على بن أبىطالب دادند چون کلمه مفرد ﴿أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ﴾ همان «ذى الامر» از مؤمنین است که با امیرالمؤمنین که نیز به معنى صاحب امر از مؤمنین است لفظاً و معنى یکى است. این لقب از مهمترین القاب آن حضرت است و از میان «سید المسلمین» و «یعْسوب الدّین» و «قائِد الغُّرِّ الْمُحَجَّلین» و «امام الْبَرَرَة» و «قاتل الْفَجَرَة» و «خلیفة رسول اللَه» و «وصیه» و «وزیره» و أمثال اینها، مهمتر و در درجه بالاتر و جلوترى قرار دارد و به همین جهت رسول اللَه مردم را امر کردند که به حضرت علىّبنأبىطالب سلام نموده و او را بدین لقب نام برند و تحیت بگویند. و این لقب عنوان اعتبارى نیست بلکه بیان حقیقتى است و کشف سرّى که در آن حضرت موجود بوده است چون امیر و رئیس به هر چه اضافه شود راجع به معنى و حقیقت آن شىء است. امیر جیش یعنى شخصى که از نقطه نظر فنّ رزم آزمائى بر تمام جیش مقدّم است، و امیرالامراء یعنى شخصى که از نقطه نظر امّارت بر سایر امراء برترى دارد.
امیرالمؤمنین یعنى شخصى که از نقطه نظر ایمان، رئیس و سپهسالار مؤمنین است و لذا ابن عباس گوید:
قالَ رَسُولُ اللَهِ: ما أنْزَلَ اللَهُ آیةً فیها یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا الّا وَ عَلِىٌّ رَأْسُها وَ امیرُها1
و نیز ابن شهرآشوب از طریق عامّه چنین نقل مىکند که: قالَ مُجاهِدٌ فى تَفْسیرِهِ:
ما کانَ فِى الْقُرْآنِ ﴿يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا﴾ فَانٍّ لِعَلىٍّ علیه السّلام سابِقَةَ ذلِکَ لِانَّهُ سَبَقَهُمْ الَى الْاسْلامِ فَسَمّاهُ اللَهُ فِى تِسْعِ وَ ثَمانینَ مَوْضِعاً امیرَ الْمُؤْمِنینَ وَ سَیدَ الْمُخاطَبینَ الى یوْمِ الدّینِ2
بنابر این هر جا که در قرآن ﴿يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا﴾ گفته شده یا خطاب به مؤمنین بدون این لفظ بوده یا تعریف و تمجید از مؤمنین شده و به خصلتى آنان را
- «مطالب السؤول»: ص ٢١ و «حلیه الاولیاء» ج ١ ص ٦٤ و در «ینابیع المودة» ص ٢١٢ گوید: عن ابن عباس: لیس من آیه فى القرآن ﴿يا ايها الذين آمنوا﴾ الا على راسها و امیرها و شریفها و لقد عاتب اللَه اصحاب محمّد صلّى اللَه علیه و آله و سلّم فى القرآن و ما ذکر علیا الا بخیر.
- «غایة المرام» ص ٢٦.
