
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
141دید که کار خود را کردهاند، شیطان بر آنها غلبه نموده و شریعت را از قطب آن منحرف نمودهاند امام را خانه نشین و خود بر منبر رسول خدا بالا رفتند و حضرت را چون جَمَل مخشوش در مسجد به نزد ابوبکر آوردند و با شمشیر کشیده از او بیعت طلبیدند. بعد از آن که آن حضرت محاجّه نمود و آنان را بر ضلالتشان متوجّه ساخت و شرف و فضیلت خود را بیان کرد و ابداً نتیجهاى نگرفت
، وَ خَرَجَ عَلىٌّ علیه السّلام یحْمِلُ فاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ اللَهِ عَلى دابَّةٍ لَیلًا فى مَجالِسى الْأَنصارِ تَسْألُهُمْ النُّصْرَةَ
«حضرت شبانه زهرا علیها السّلام را سوار بر مرکبى مىنموده و در مجالس انصار مىبرد و فاطمه از آنها یارى مىطلبید.»
فَکانُوا یقُولُونَ: یا بِنْتَ رَسُولِ اللَهِ قَدْ مَضَتْ بَیعَتُنا لِهذَا الرَّجُلِ، وَ لَوْ انَّ زَوْجَکِ وَ ابْنَ عَمِّکِ سَبَقَ الَینا قَبْلَ ابى بَکْرٍ ما عَدَلْنا بِهِ.
«آنها مىگفتند اى دختر رسول خدا بیعت ما با این مرد تمام شده و گذشته است اگر شوهر تو و پسر عمّ تو على زودتر از ابوبکر ما را به خود مىخواند ما از او به ابىبکر عدول نمىنمودیم»:
فَیقُولَ عَلىٌّ علیه السّلام: افَکُنْتُ ادَعُ رَسُولَ اللَهَ صلّى اللَه علیه و آله سلّم فى بَیتِهِ لَمْ ادْفِنْهُ وَ اخْرُجُ انازِعُ الّناسَ سُلْطانَهُ؟ فَقالَتْ فاطِمَةُ: ما صَنَعَ ابُو الْحَسَنِ الّا ما کانَ ینْبَغى لَهُ، وَ لَقَدْ صَنَعُوا مَا اللَهُ حَسیبُهمْ وَ طالِبُهُمْ.
«امیرالمؤمنین به آنها مىفرمود: آیا من جنازه رسول خدا را دفن نکرده در خانهاش بگذارم و براى ربودن مقام حکومت او از منزل خارج شده با مردم نزاع کنم؟ و سپس فاطمه مىفرمود: ابو الحسن کارى نکرد مگر آن که سزاوار بود ولیکن غاصبین خلافت کردند آنچه را که خدا حساب گیرنده و مؤاخذه کننده آنهاست.»1
- «الامامة و السیاسة» ج ١ ص ١٢.
