اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج2

0
اعتقادات

جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولی‌الأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در مجلد دوم:  • تفسیر آیه «اطاعت از اولی‌الأمر»  • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند  • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه  • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد»  • آراء اکثریت مردم نمی‌تواند معیار انتخاب امام معصوم باشد  • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید  • قرآن به وسیلۀ امام، هدایت‌کنندۀ بشر است  • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد  • وصایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام از جانب رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله  • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب  • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد

امام شناسی ج2

139
  • حساب را فراموش کردند.» ﴿وَ اعْلَمُوا أَنَّ فِيكُمْ رَسُولَ اللَهِ لَوْ يُطِيعُكُمْ فِي كَثِيرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ.1 «و بدانید که در میان شما رسول خداست که حکم خدا را اجرا مى‌کند و به آراء و افکار شما توجّهى نمى‌دارد، اگر بنا بشود در بسیارى از امور از حکم خدا صرف نظر نموده و از آراء و انظار شما پیروى کند بسیار با مشکلاتى مواجه خواهید شد.»

  •  بارى علّت تمام این حُکمهاى ناحقّ که داده شد آن است که بعد از رسول خدا چون خلافت را از محور اصلّى خود برگردانیدند و حکم‌هائى طبق آراء و اهواء خود صادر کردند، از آن به بعد نیز هر خلیفه و حاکمى بر سنّت سیئه آنان طبق میل و هواى خود حکمى صادر نموده و اسمش را مصلحت اجتماع گذارد.

  • انتقاد امیرالمؤمنین از غاصبین خلافت‌

  •  امیرالمؤمنین علیه الصلاة و السّلام ضمن خطبه خود مى‌فرماید:

  • حَتّى اذا قَبَضَ اللَهُ رَسُولَهُ صلّى اللَه علیه و آله و سلّم رَجَعَ قَوْمٌ عَلَى اْلَاعْقابِ وَ غالَتْهُمُ السُّبُلُ وَ اتَّکَلُوا عَلَى الْوَلائِجِ وَ وَصَلُوا غَیرَ الرَّحِمِ وَ هَجَرُوا السَّبَبَ الَّذى امِرُوا بِمَوَدَّتِهِ وَ نَقَلُوا الْبِناءَ عَنْ رَصِّ اساسِهِ فَبَنَوْهُ فى غَیرِ مَوْضِعِهِ مَعادِنُ کُلِّ خَطیئَةٍ، وَ ابْوابُ کُلِّ ضارِبٍ فى غَمْرَةٍ.2

  •  مى‌فرماید:

  •  «و چون حضرت رسول صلّى اللَه علیه و آله سلّم رحلت نمودند جماعتى بر دو پاشنه پا برگشته و به دوران جاهلیت بازگشتند، راههاى شیطانى و نفس امّاره آنها را به هلاکت افکند، و بر خاطرات نفسانى و افکار خود اتکاء نموده رَحِم رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله سلّم را کنار زدند و به غیر آن پیوستند، و از آن سببى که رسول خدا آنها را به مودّت آن امر فرموده بود دورى جستند، و بنا و ساختمان دین را با تمام استحکام خود از بن کندند و در غیر موضع و جاى خود بنا کردند، آنها معدن‌هاى هر گناهى بودند و باب و مفتاح براى هر کس که بعداً در این مهالک فرو رفت و در این فتنه‌ها داخل شد.»

  •  سپس فرمود:

  • قَدْ ما رُوا فِى الحَیرَةِ وَ ذَهَلُوا فِى السَّکْرَةِ عَلى سُنَّةٍ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ مِنْ مُنْقَطعٍ الَى الدُّنْیا راکِنٍ اوْ مُفارِقٍ لِلدِّینِ مُباینٍ‌3

  •  «به تحقیق که در حیرت و سرگردانى خود مضطربانه حرکت کردند و از مستى و سکرة هوى، نوامیس دین و پیغمبر را فراموش کردند، بر رویه و سیره‌

    1. سوره حجرات: ٤٩ ـ آیه ٧.
    2. «نهج البلاغه» ج ١ ص ٢٧١.
    3. همان.