
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
133منع مىنمود بیان کرد مىفرماید: «ابداً از او پیروى مکن و سجده خدا بجا آور و نزدیک شو.»
بارى اینها نمونهاى از آیاتى است که متابعت از ظالم و اطاعت از او را به هر عنوان که باشد حرام نموده و صریحاً از پیروى او جلوگیرى مىکند.
و بنابر این چون متن اخبارى که ذکر شد مخالف با نصّ کتاب خدا است همه از درجه اعتبار ساقط و نسبت دادن چنین اخبارى به رسول خدا گناه است. هر کس به کتاب خدا و سیره رسول خدا آشنائى داشته و با روح دین مأنوس باشد بطلان این اخبار را فوراً در مىیابد.1
جائى که خداوند انسان را از اطاعت پدر و مادر اگر انسان را به معصیتى دعوت کنند باز مىدارد چگونه مىشود که امر به اطاعت فسّاق و فجّار و ظَلَمه بنماید؟
﴿وَ إِنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بِي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما﴾2
﴿وَ إِنْ جاهَداكَ عَلى أَنْ تُشْرِكَ بِي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما﴾.3
«اگر پدر و مادر تو را وادار نمودند که به خدا شریک بیاورى آنچه را که به او علم ندارى، از آندو پیروى منما.»
امام باید افضل و در راس امور امّت باشد
امّا اینکه گفتهاند ممکن است با وجود افضل در میان امّت شخص مفضول بهتر امورات عامّه و اجتماع را اداره کند سخنى بىجا است چون افراد تا هنگامى که به سرحدّ توحید محض و لقاى خدا نرسیدهاند در میان آنها تفاضل نسبى موجود است. ممکنست شخصى از جهتى از دیگرى بهتر و آن شخص از جهت دیگرى از اولى لایقتر باشد، ولى چون کسى به مرحله عبودیت مطلقه که همان مرتبه ولایت است برسد دیگر در آنجا عنوان نسبیت برداشته مىشود. ولىّ خدا که از تمام صفات امکان و هستى مجازى عبور کرده و به هستى خدا «هست» شده و خود را در دریاى بیکران عالم توحید غرق نموده است، دیگرچه معنى دارد که دیگرى و لو از جهتى من الجهات از او بهتر و افضل باشد؟ ولىّ خدا صفاتش مندک در صفات خدا شده و نفس و ملکات او از عالم تقدیر و اندازه گذشته، علم و قدرت و حیاتش بىحد و
- خطبه مفصلّى امیرالمؤمنین علیه السّلام ایراد نمودهاند که در آن روایات دروغى را که از رسول اللَه نقل کردهاند بیان مىفرماید ـ «نهج البلاغه» ج ١ ص ٤٢٣.
- سوره عنکبوت: ٢٩ ـ آیه ٨.
- سوره لقمان: ٣١ ـ آیه ١٥.
