اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج2

0
اعتقادات

جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولی‌الأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در مجلد دوم:  • تفسیر آیه «اطاعت از اولی‌الأمر»  • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند  • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه  • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد»  • آراء اکثریت مردم نمی‌تواند معیار انتخاب امام معصوم باشد  • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید  • قرآن به وسیلۀ امام، هدایت‌کنندۀ بشر است  • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد  • وصایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام از جانب رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله  • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب  • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد

امام شناسی ج2

127
  • شرع حکمى نداده باشد خواه خود او عادل باشد یا ظالم.1

  •  و امّا صفات و مشخّصاتى که باید در خلیفه باشد آنکه باید قُرَشى باشد و بتواند قضاوت کند و در امر جنگ بصیر باشد و تدبیر جیش و لشکر بتواند بنماید و سرحدّات را حفظ کند و انتقام از ظالم بکشد و در اقامه حدود رقّت قلب نداشته و در تازیانه زدن و آدم کشتن جزع نکند. و لازم نیست افضل امّت باشد بلکه در صورت مصالحى مى‌توان مفضول را به امّامت منصوب نمود و لازم نیست معصوم باشد و نه عالم به غیب باشد، نه از همه امّت فراستش بیشتر و نه شجاع‌تر و نه از بنى هاشم بوده باشد. امام از نقطه نظر علم با سایر امّت مساوى است و لازم نیست اعلم باشد و اگر بگویند که در مسائل، مردم به که مراجعه کنند و مجهولات خود را به که ارجاع دهند؟ جواب داده مى‌شود که امام مسؤول این امر نیست بلکه مسؤولیت و عهده‌دارى او همان امور اجتماعى ظاهرى است که ذکر شد.

  •  و جمهور از اهل تسنّن که به کلام آنها اعتنا مى‌شود مى‌گویند: امام به فسق و ظلم و غصب اموال و تازیانه‌هاى بیجا زدن بر مردم بى‌گناه و آدم کشى‌هاى بیجا و قتل نفوس محترمه و ضایع نمودن حقوق و تعطیل کردن حدود و سایر محرّمات از خلافت نمى‌افتد و باز هم خلیفه و واجب الاطاعة است و حرام است کسى بر او خروج کند بلکه فقط در صورت امکان باید او را موعظه نمود. طاعت خلیفه در هر صورت واجب است گرچه مال انسان را ببرد و شلّاق و تازیانه ستم بر انسان بنوازد چون از پیغمبر و از صحابه روایت شده است که: اسْمَعُوا وَ اطیعُوا وَ لَوْ لِعَبْدٍ اجْدَعَ، وَ لَوْ لِعَبْدٍ حَبَشِىٍّ، وَ صَلوُّا وَراءَ کُلِّ بَرٍّ وَ فاجِرٍ. وَ رُوِىَ انَّهُ قالَ: اطِعْهُمْ وَ انْ أَکَلُوا مالَکَ وَ ضَرَبُوا ظَهْرَکَ وَ اطیعُوهُمْ ما اقامُوا الصَّلاةَ. «گوش فرا دارید و اطاعت کنید گرچه حاکم بر شما غلام لب بریده‌اى باشد یا غلامى از سیاهان حبشه، و نماز بخوانید پشت سر هر مرد صالح و هر مرد فاسق و فاجر، و روایت شده است که رسول خدا گفت: اطاعت کن آنها را گرچه مال تو را بخورند و گرچه ترا تازیانه بیجا زنند، اطاعت کنید از آنها تا وقتى که آنها نماز را اقامه مى‌کنند.»

  •  اینها مطالبى بود که از ابوبکر باقلانى صاحب کتاب «تمهید القواعد» که در اصول طبق آراء اهل سنّت نوشته است نقل کردیم.2

    1. «الغدیر» ج ٧ ص ١٣٩.
    2. همان کتاب ص ١٣٦ و ١٣٧.