اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج2

0
اعتقادات

جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولی‌الأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در مجلد دوم:  • تفسیر آیه «اطاعت از اولی‌الأمر»  • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند  • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه  • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد»  • آراء اکثریت مردم نمی‌تواند معیار انتخاب امام معصوم باشد  • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید  • قرآن به وسیلۀ امام، هدایت‌کنندۀ بشر است  • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد  • وصایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام از جانب رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله  • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب  • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد

امام شناسی ج2

121
  • وظیفه سنگین را دارد و در تمام خصوصیات نمونه و مثال بارز و مَثَل اعلاى وجود پیغمبر است، مردم را در راه کمال سوق دهد. و بر همین اساس تعیین وصى از طرف پیغمبر لازم است و لذا خداوند به وسیله پیغمبرش، علىّ‌بن‌أبى‌طالب سلام اللَه و صلواته علیهما را بر کافّه امّت به وصایت تعیین نمود و گذشته از وصایائى که در دوران بیست و سه سال زمان نبوّت چه در مکه و چه در مدینه راجع به خلافت و وصایت آن حضرت بیان فرمود، نزدیک به رحلت در مراجعت از حجّة الوداع در غدیر خم آن حضرت را به مشهد و مَرآى صد هزار و بیشتر از نفوس مردم به امّامت و خلافت تعیین و بر این اریکه نصب فرمود.

  •  لیکن چون رسول خدا رحلت فرمود، و افرادى در ماسک دلسوزى به اسلام در سقیفه بنى ساعده برخلاف نصّ رسول خدا قیام نموده و وصىّ آن حضرت را نادیده گرفته و مردم را به بیعت خود دعوت کردند و کردند آنچه را که کردند و سپس که به منبر آن حضرت برآمدند نیازهاى مردم را نتوانستند برآورند و در جواب مسائل و حلّ مشکلات فرو مى‌ماندند و در اداره امور مسلمین حتّى از نقطه نظر ظاهر عاجز مى‌شدند و به حضرت مولى المولى کراراً و مراراً مراجعه مى‌نمودند، لذا علماى اهل تسنّن و طرفداران آنها بنا را بر این اصل گذاردند که اصلًا امّامت افضل افراد بر امّت لازم نیست، مفضول را با وجود افضل مى‌توان بدین سِمَت نصب نمود، و تعیین امام نیز از طرف خدا لازم نیست. اختیار به دست امّت است هر کس را که بخواهند به زعامت خود انتخاب مى‌کنند. و چون با آنها بحث شود و از آیات قرآن و اخبارى که مورد نظر و صحّت است و در کتب خود ثبت نموده‌اند بر آنها خوانده شود هیچ پاسخى ندارند مگر آنکه مى‌گویند: چون فعل سَلَف صالح بر این بوده است و ما را حقّ دخالت و انتقاد در افعال صحابه نیست لذا حتماً فعل آنها را هر که باشند و هر چه بنمایند بدون ملاحظه و دقّت و بدون بحث و انتقاد و بدون جرح و تعدیل و بدون تجزیه و تحلیل باید بپذیریم.

  • اعتذار اهل تسنّن بر عدم انتقاد از عمل صحابه، اعتذار مردم جاهلى است‌

  • ﴿إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى‌ أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى‌ آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ‌﴾1.

  •  «ما پدران و نیاکان خود را بر این راه و روش یافتیم و البتّه ما

    1. سوره زخرف: ٤٣ ـ آیه ٢٣.