
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
120در لزوم نصب امام معصوم به قاعده لطف
و به همان دلیل که لطف الهى پیغمبران را براى نزدیک نمودن بندگان به طاعت خدا و دور نمودن آنان از معصیت خدا و معرفت و وصول به مقام قرب و حرم امن خدا برگزید تا بندگان را به آداب عبودیت مؤدّب کنند و نادانستنىها را بدانها تعلیم فرمایند و آنان را مانند بهائم و چهار پایان نیافرید تا بخورند و بیاشامند و غافلانه زیست کنند بلکه براى معرفت، آنها را به وجود آورد تا به راهنمائى پیمبران راه رضاى او را جستجو کنند و بدین وسیله جادههاى سلوک را براى آنان سهل و آسان فرمود، و با ارسال رسل و انزال کتب و پیاپى آمدن وحى آسمانى در هر زمان پیوسته حجّت را بر مردم تمام نموده، و آنان را به وسیله پیمبران به راه سعادت هدایت فرمود، به همان دلیل، لطف الهى ایجاب مىکند که بعد از پیمبران براى شریعت و آئین آنها امّامى باشد افضل خلق و اعرف و اعلم آنها به حقائق دین تا نفوسى را که تکمیل نشدهاند کامل گرداند و احکامى که تشریع شده ولى به عللى به مردم تبلیغ نشده تبلیغ گردد، و نیز افرادى که در زمان آن پیغمبر تولّد نیافته و بعداً به دنیا مىآیند آنها را تربیت بنماید و به راه هدایت سوق دهد. و معقول نیست که امّت را مهمل و بىسرپرست بگذارد در حالى که تمام مردم از نقطه نظر احتیاج به مربى، یکسان و از نقطه نظر شمول قاعده لطف الهى درباره آنان برابرند.
پس لازم است بر خداوند تبارک و تعالى آنکه براى تکمیل نفوس برانگیزاند کسى را که با بیان خود شریعت را کامل کند و شبهات مُلحدین را دفع نماید، و عالم جهل را به نور عرفان منوّر کند، و معارف و اسرار دین را براى نفوس قابله واضح گرداند، و با شمشیر و سنان نیز دشمنان دین را از حوزه آن دور نماید، و با دست و زبان خود کژىها را راست و کاستىها را برطرف و پر نماید. چون بین زمان دو پیغمبر، زمانى فاصله است و بعد از زمان خاتم النبیین دیگر شریعتى و قانونى نیست، بنابر این وجود امام در بین شرایع و پس از انقضاى زمان حیات رسول اللَه به عنوان وجود مبقیه آن اساس فرض و لازم خواهد بود. و چون خداى سبحان را بر بندگانش لطفى است خفى و عنایتى دقیق و خود بر خود هدایت و نیکى به آنها را بر عهده گرفته و غیر از خیر و سعادت بر آنان چیزى مقرّر نفرموده بنابر این بر عهده اوست که دین پیغمبر خود را به رحلت او ناقص نگذارد و با تعیین امام که فقط او قدرت بر حمل این بار گران و
