
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
112عقول در اینجا گم مىشود و دلها متحیر مىگردد و خردها عاجز و سرگردان مىماند و چشمها فرو مىخوابد. بزرگان کوچک مىشوند و حکیمان متحیر مىگردند و حلیمان کوتاه مىگردند و خطیبان محدود و محصور مىشوند و خردمندان به جهل اعتراف مىکنند و شاعران لال مىگردند و ادیبان ناتوان مىشوند و بلیغان عاجز مىگردند از توصیف شانى از شئون امام یا فضیلتى از فضائل او، و همه و همه اقرار به عجز و اعتراف به تقصیر مىنمایند. و چگونه تمام صفات و فضائل او را مىتوان وصف کرد یا از کنه و ذات او سخنى گفت یا چیزى از شئون او را ادراک کرد یا بتوان کسى را بر مسند او نشاند که مانند امام بهره دهد و بىنیاز کند؟ نه، چنین نمىشود چگونه و به چه کیفیت بتوان چنین کارى کرد؟ در حالى که او مانند ستارهاى است بر فراز آسمان، کجا مىتوانند مردم او را به دست گیرند، و توصیف کنندگان از حقیقت اوصاف او سخنى گویند؟ با این حال مردم کجا مىتوانند امام را اختیار کنند و عقلها کجا مىتواند این حقیقت را درک کند و کجا مىتواند مانند امام کسى دیگر پیدا شود؟
آیا شما چنین گمان مىبرید که امّامت در غیر آل رسول اللَه محمّد بن عبداللَه صلّى اللَه علیه و آله و سلّم یافت مىشود؟ سوگند به خدا که نفسهاى آنها به آنان دروغ گفت و امّانى و آرزوهاى باطل در دلهاى آنان جا گرفت و بنابر این بر مکان سخت و مرتفعى، و بر نردبان لرزان و صعبى بالا رفتند که ناگهان قدمهاى آنان از فراز به پائین بلغزید. آنها چنین خواستند که امام را با عقلهاى ناقص و پریشان و گرفتار هوى و هوس خود تعیین کنند و با آراء گمراه کننده خود نصب نمایند پس هر چه بیشتر کوشیدند بیشتر دور شدند ﴿قاتَلَهُمُ اللَهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ﴾1 و حقا قصد مطلب صعبى نمودند و با افک و دروغ سخن گفتند و گمراه شدند گمراهى آشکارى و در حیرت و سرگردانى در افتادند زیرا با بصیرت امام را ترک گفتند، ﴿وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَ كانُوا مُسْتَبْصِرِينَ﴾2 از اختیار خدا و اختیار رسول خدا و اهل بیت رسول خدا اعراض نموده و به اختیارات خود گرویدند در حالى که قرآن به اعلى صوت ندا در
- سوره توبه: ٩ ـ آیه ٣٠. و این آیه بنا به روایت صفوانى است همچنانکه مجلسى اشاره کرده است.
- سوره عنکبوت: ٢٩ ـ آیه ٣٨.
