
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
107وَ لکِنْ فِطامُ النَّفْسِ أَثْقَلُ مَحْمِلًا *** مِنَ الصَّخْرَةِ الصَّمّآءِ حینَ تَرُومَها «ولیکن باز گرفتن نفس از عادتهاى خود از نظر سنگینى و ثقالت، سنگینتر است از آنکه بخواهى سنگهاى سخت و صُلب را از جایشان بر کنى!.»
حکماء عرب گفتهاند: العادة أملک بالأرب
«عادت، تسلط و اقتدارش بر شخص عاقل بیشتر است از عقل و بینش او.» و حکماء عجم گفتهاند: العادة هى الطبیعة الثانیة.
«عادت در حکم طبیعت ثانوى براى انسان است.»
أبو عِقالِ کاتب درباره اخلاق عوام کتابى تصنیف نموده است که در آن اخلاق و صفات و ملکات و گفتگوها و مخاطبات آنان را ذکر کرده است و آن را «مُلْهى» نام گذارده است؛ و اگر من بیم تطویل سخن را نداشتم، و از مقصد خارج نمىشدم، دوست داشتم که از نوادر اخلاق عوام مردم و ظرائف کردارشان و پندارشان شرحى مىدادم که همگان را به شگفت آورد، و در آن مراتب مختلف مردم را در اخلاق و تصرّفشان را در احوالشان معین و مبین مىساختم1.
بارى ما این مطالب را از تاریخ این مورّخ و جامعه شناس شهیر که مورد تصدیق خاصّه و عامّه است نقل کردیم، تا سند و حجّتى باشد براى مؤالف و مخالف.
و بدانند که عامّه مردم که در چنین سطحى از افکار و خیالات و احساسات زیست مىکنند نمىتوانند تعیین امام معصوم را بنمایند.
روح و جان امام علیه السّلام در نقطهاى از ذَروة حقائق و ادراک معنویات و تشخیص حقّ از باطل قرار دارد. امام داراى فرقان الهى است که مفرِّق بین درست و نادرست مىباشد، بلکه داراى مرتبه اعلى از این فرقان است؛ یعنى داراى قوّه تشخیص دهنده و رادار نفسانى است که خطا نمىکند و از کرده خود پشیمان نمىشود.
﴿إِنْ تَتَّقُوا اللَهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً﴾2
- «مروج الذهب» ج ٣ ذکر ایام معاویة بن ابى سفیان ص ٤١ تا ٤٥ از طبع مطبعه سعادت در مصر با تحقیق محمّد محیى الدین عبد الحمید.
- سوره انفال: ٨ ـ آیه ٢٩.
