اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج2

0
اعتقادات

جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولی‌الأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در مجلد دوم:  • تفسیر آیه «اطاعت از اولی‌الأمر»  • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند  • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه  • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد»  • آراء اکثریت مردم نمی‌تواند معیار انتخاب امام معصوم باشد  • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید  • قرآن به وسیلۀ امام، هدایت‌کنندۀ بشر است  • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد  • وصایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام از جانب رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله  • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب  • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد

امام شناسی ج2

106
  • آنکه آنقدر بى‌ارزش هستند که اصلا شناخته نمى‌شوند).»

  •  اى انسان، تدّبر و تأمل کن ببین چقدر در حالات خود و روش‌هاى خود متفرّق و متشتّت مى‌باشند! پس نظرى بیفکن به سوى اجتماع بزرگان و اشراف آنها که از جهت ابَّهَت، چشمگیر و در سینه‌ها ایجاد خوف و وحشت مى‌کنند؛ و ببین که رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلّم با نهضت و بعثت خود قیام کرد و خلق خدا را در مدت بیست و دو سال به سوى خدا دعوت کرد، و وحى الهى بر او نازل مى‌شد، و او آن وحى را بر اصحاب خود املاء مى‌نمود و آنها مى‌نوشتند و در مَحفظه و کتابى تدوین مى‌کردند، و الفاظِ وحى را یک به یک و لفظ به لفظ از زبان رسول اللَه جدا مى‌کردند، و سَوا مى‌نمودند؛ و حال معاویه در این مدّت به طورى بود که خدا مى‌داند.

  •  و از این گذشته رسول خدا چند ماه قبل از رحلت خود درباره معاویه آن چیزى را که باید نوشت.

  •  با وجود این حال نام معاویه را بالا بردند و منزله او رفیع کردند تا به جائى که او را کاتب وَحى شمردند و به واسطه این لقب و این کلمه او را تعظیم و تکریم کردند و معظّم و مبجَّل دانستند، و به این مقدار نیز قناعت نکردند، بلکه عنوان کاتبِ وحى را فقط از آنِ او دانستند، و از غیر او سَلْب کردند، و نام غیر او را ساقط کردند و از زبان‌ها و مغزها بیرون بردند.

  •  و اساس این کار همان الفت و عادتى است که عامّه بر آن خو گرفته‌اند و همان طبیعت پستى است که بر آن تولّد یافته‌اند و با آن نشو و نما نموده‌اند؛ پس در وقت بلوغ و بهره‌بردارى به همان طبیعت آشنا شده و الفت گرفتند؛ آرى عادت این طور عمل خود را انجام مى‌دهد؛ و به نهایت درجه بلوغ خود، انسان را مى‌رساند.

  •  و درباره عادت‌ها و طبیعت‌هاى مردم، شعراء شعرها سروده‌اند، و ادَباء و اهل درایت سخن به درازا کشانده‌اند. شاعر گوید: لَا تُهِنّى بَعْدَ اذْ أَکْرَمْتَنى فَشَدیدٌ عَادَةٌ مُنْتَزَعَة

  •  «بعد از آنکه مرا اکرام کردى و گرامى داشتى خوار منما و اهانت مکن! چون عادتى را که بخواهند بیرون کنند بسیار دشوار است.»

  •  و شاعرى دیگر در مقام عتاب و مؤاخذه به رفیقش مى‌گوید: