
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
104و ضررهاى خود از من سؤال مىکنید؟!
به سوى پروردگارتان بروید! و باو پناه برید! و بر خالق خود توکلّ کنید! تا آنکه کردار شما همانند گفتار شما باشد! در این حال بعض از مریضها رو به بعضى دیگر نموده، و مىگفتند: آرى سوگند به خدا این مرد به ما راست مىگوید.
و از نزد او بازمىگشتند، و چه بسیارى از آنان معالجه نمىنمودند تا مىمردند، برخى او را به حال خود وامىگذاردند، تا از حدّت و شدّت سخنانش فرو مىنشست، و در این وقت قاروره بول را به او نشان مىدادند، و او براى آنان دوائى تشخیص مىداد و به هر یک از آنان مىگفت: اى مرد! ایمان تو ضعیف است و اگر ضعیف نبود توکلّ بر خداى خود مىنمودى، زیرا همانطور که خداى ترا مریض کرده است، او نیز شفا مىبخشد.
و بر همین اساس طبق گفتار او که مریضها را دعوت به عدم معالجه و مداوا مىنمود، خلق کثیرى کشته شدند.
مسعودى به دنبال این مقاله ادامه مىدهد و مىگوید: از جمله عادات و اخلاق عامّه مردم اینست که ولایت و زعامت و بزرگى را به کسى مىدهند که حق ولایت و زعامت و بزرگى را ندارد؛ و برترى و تفضیل مىدهند کسى را که برتر و فاضل نیست، و پیروى از اندیشههاى غیر عالم مىنمایند، و ایشان پیروان کسى مىشوند که فقط در امرى از امور از آنها جلو افتاده و پیشى گرفته است، بدون آنکه بین فاضل و مفضول تمیز دهند، و بین فضل و نقصان فرق گذارند؛ و هیچ براى آنان قوّه تشخیص و معرفت حقّ از باطل نیست.
پس از این بیان، اى مرد حقّ شناس نظرى بینداز به مجالس علماء و ببین که فقط خواصّى از صاحبان درایت و عقل و مروّت و تمیز در آنجا دور هم گرد مىآیند، و تا چه اندازه عامّه مردم نسبت بدان مجالس بىاعتناء و در حضور و پیوستن به آنجا ارج و ارزشى قائل نمىشوند: به طورى که اصولًا در آنجا یافت نمىشوند.
و درست بنگر پس عامّه مردم را نخواهى دید مگر آنکه پیوسته مىشتابند به دنبال کسى که خرسى را در دست دارد و به رقص در مىآورد؛ یا به سمت میمون بازى که دائرهاى در دست دارد و با زدن آن، میمون را به شکل خاصّى که تربیت کرده است به حرکت وامىدارد؛ یا اشتیاق شدید و أکید به لَهْو و لَعب دارند؛ یا
