اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج2

0
اعتقادات

جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولی‌الأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در مجلد دوم:  • تفسیر آیه «اطاعت از اولی‌الأمر»  • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند  • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه  • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد»  • آراء اکثریت مردم نمی‌تواند معیار انتخاب امام معصوم باشد  • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید  • قرآن به وسیلۀ امام، هدایت‌کنندۀ بشر است  • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد  • وصایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام از جانب رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله  • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب  • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد

امام شناسی ج2

101
  • کسى با من به سخن گفتن مى‌پردازد؟

  •  و نیز جاحظ گوید: یکى از دوستان من مى‌گفت که: چون صلوات بر محمّد فرستادم، و آن صلوات را مرد عامى شنید، از من پرسید: درباره این محمّد رأى شما چیست؟! آیا او پروردگار ماست؟!

  •  ثمامة بن اشرس گوید: روزى من در بازار بغداد عبور مى‌کردم، ناگهان دیدم مردى سخن مى‌گوید، و جمعیت انبوهى از مردم در اطراف او گرد آمده‌اند و به سخنان او گوش فرا مى‌دهند.

  •  از قاطر خود پیاده شده، و نزدیک رفتم و پرسیدم: این اجتماع براى چیست؟ و مردم را شکافتم و جلو رفتم؛ دیدم مردى توصیف سُرمه‌اى را مى‌کند که با خود همراه دارد، و مى‌گوید: هر کس از این سرمه به چشم خود بکشد، چشمان او از تمام دردها و امراضى که عارض بر چشم او شده است شفا پیدا مى‌کند.

  •  چون به چشمان او نظر کردم، دیدم یک چشمش پر از نقطه‌ها و خال خال است‌1، و چشم دیگرش برگشته و خراب و یا آنکه معیوب و ناقص است.

  •  گفتم: اى مرد! اگر این سرمه تو این همه خاصیت دارد که تمام امراض و عیوب چشم را خوب مى‌کند، پس چرا دو چشم تو را خوب نکرده است؟!

  •  در پاسخ من گفت: اى مرد جاهل! مگر در این شهر شما بغداد چشمان من درد گرفته است!؟

    1. عبارت چنین است که: نظرتُ فاذا عینه الواحدة بَرْشاء و الاخرى مأسُوکة. در «شرح قاموس» گوید: بَرَش بتحریک و بُرشَه بضمّ اوّل: در موى اسب خال‌ها و نقطه‌هاى کوچک است که مخالف رنگ سایر بدن اوست و آنرا به فارسى چپار گویند و آن اسب أبْرَش بر وزن احمر است و بَریش بر وزن امیر است. و برش سفیدى است که آشکار مى‌شود در ناخن‌ها ـ انتهى. و بنابر این معناى چشم بَرشْاء چنین مى‌شود که در چشم خالهائى پیدا شده و یا در سیاهى چشم سپیدى پدید آمده است. و نیز راجع به مأسوکه گوید: اسکتان به کسر اول به صیغه تثنیه: دو لب رَحِم و زهدان است یا دو سوى آنست از آنچه پهلوى لب‌هاى آنست یا دو سوى فرج است و جمع آن اسک بفتح اول و کسر اول، و بر وزن عِنَب مى‌آید، و مأسوکه بر وزن معلومه آن زنى است که غلط کرده است ختنه کننده او پس دریافته است غیر جاى بریدن را ـ انتهى، و بنابر این مراد از چشم مأسوکه چشمى است که پلک‌هاى آن خراب و مانند بریده شده باشد، و نظیر همین معنى را براى مأسوکه در «تاج العروس» و «لسان العرب» نموده است ولیکن در نسخه بدل «مروج الذهب» موکوسة نیز آمده است و آن از مادّه وَکس یکسُ وَکساً مى‌باشد به معناى ناقص و معیوب.