
امام شناسی ج2
جلد دوم از مجموعه «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «تفسیر آیۀ اولیالأمر» و «وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در مجلد دوم: • تفسیر آیه «اطاعت از اولیالأمر» • مراد از اولوالأمر، ائمۀ معصومین هستند • پاسخ به اشکالات اهل سنت به دلالت آیۀ اولوالأمر از منظر شیعه • نقد نظریۀ عصمتِ «اجتماع اهل حلّ و عقد» • آراء اکثریت مردم نمیتواند معیار انتخاب امام معصوم باشد • قوانین دین بر اساس توحید است و امام، انسان واصل به توحید • قرآن به وسیلۀ امام، هدایتکنندۀ بشر است • امام باید افضل و در رأس امور امت باشد • وصایت امیرالمؤمنین علیهالسلام از جانب رسولخدا صلیاللهعلیهوآله • اخوّت امیرالمؤمنین با رسول خدا در همۀ مراتب • خلقت رسول خدا و امیرالمؤمنین از نور واحد
امام شناسی ج2
100برگشت نیست! و چون از نزد او متفرّق شدند، در پنهانى آن مرد کوفى را طلبید و گفت: قیمت شتر تو چقدر است؟!
دو برابر ارزش شتر را به آن مرد داد، و درباره او احسان و اکرام کرد، و گفت: به علىّبنأبىطالب پیام مرا برسان، و بگو که: من با صد هزار لشگر به جنگ او پرداختم، که در میان آنها یک نفر نیست که بین ناقه و جمل (شتر ماده و شتر نر) فرق بگذارد.
و اطاعت و پیروى مردم شام از معاویه به حدّى بود که چون از جنگ صفین برگشت نماز جمعه را در روز چهارشنبه بجاى آورد، و کسى بر او خرده نگرفت، و مردم شام براى حفظ معاویه و سلامت او در هنگام نبرد، سرهاى خود را مىدادند و با جانهاى خود کفیل جان او مىشدند، و از او تا بدین سرحدّ حمایت مىکردند.
و چون عمّار یاسر که از اصحاب امیرالمؤمنین بود و به دست سپاهیان معاویه کشته شد (و به مردم شام نیز این روایت از رسول خدا رسیده بود که عمّار را گروه ستمگر مىکشند) همین که عَمْرو بن عاص سرلشکر معاویه گفت: کشنده عمّار یاسر علىّبنأبىطالب است، چون او عمّار را براى نصرت خویش به معرکه جنگ فرا خوانده است همگى پذیرفتند، و گفتار او را سَنَد و حُجّت قرار داده و على و یارانش را گروه ستمگر شمردند.
و مرتبه و درجه اطاعت اهل شام از معاویه به حدّى رسید که لعن و سبّ على را سنّت قرار دادند، و سالیان دراز کودکان با لعن او نشو و نمّو مىکردند، و بزرگان نیز با لعن او از دنیا مىرفتند.
مسعودى گوید: از غفلت و نادانى اهل شام و عراق همین بس که بعضى از اهل خبر و حدیث از مردى که از زعماء و بزرگان و صاحبان عقل و درایت و تدبیر امور شام بود، پرسید: این أبوتُراب (علىّ بن أبىطالب) که پیشوا و امام شام معاویه او را بر فراز منبر لعنت مىکند کیست؟!
آن مرد در پاسخ گفت: من چنین مىدانم که او دزدى از دزدان فتنهگر و آشوب طلب است.
و جاحظ گوید: من خودم از مردى که از عوام بود، چون عازم حجّ بیتاللَهالحرام بود، شنیدم که مىگفت: چون من به نزدیک خانه خدا بروم از داخل خانه چه
