
رساله لب اللباب در سیر و سلوک أولی الألباب
علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه «رساله لب اللباب» را که اولین دوره از درسهای اخلاقی و عرفانیِ علامه طباطبائی ـ قدّس سرّه ـ است به همراه تنقیحات و اضافاتی، به رشتۀ تحریر و تقریر درآوردهاند. این کتابِ نفیس به تصدیق اهل نظر دارای بیانی شیوا و جامعیتی در بیان مراتبِ نفس و ایمان، کیفیت سیروسلوک، و لزوم استمداد از تربیت استاد کامل میباشد که به سه زبان فارسی، انگلیسی و فرانسوی ترجمه شده و در برخی از دانشگاههای معروف و معتبر دنیا به عنوان منبع تدریس رواج یافته است. اهم مطالب مندرج: • مقام و منزلت انسان در عالم امكان • لزوم حرکت انسان به سمت خدا با تمام شراشر وجود • ضرورت حركت در مسير عرفان و توحيد و فراگیری علوم باطنی • فرق مكتب توحيد با ساير مكاتب؛ و علل معارضه با آن • سیر و سلوک در اصطلاح عرفا • آثار مراقبه در وجود سالک و مراحل آن • لزوم التزام سالک به امور شرعی • راه شناخت استاد کامل و لزوم استمداد از او • شرح تفصيلى عوالم دوازدهگانۀ مقدّم بر عالم خلوص • شرح تفصیلی طریق و کیفیت سیر و سلوک • نفس سلوک و فناء در ذات احديّت، تنها هدف سالک • طریقۀ احراق تنها راه وصول به حقیقت • نفی خواطر یکی از مهمّات وصول به مقصد و مطالب نفیس دیگری كه اطّلاع بر آنها مسير حركت سالك را روشنتر، استقامت او را بيشتر، عزم و اراده او را راسختر و وى را در مقابله با وسوسۀ خنّاسان محفوظ و مصون خواهد داشت.
رساله لب اللباب در سیر و سلوک أولی الألباب
73هجرت عظمى و جهاد اعظم
و بعد از این باید سالک از وجود خود مهاجرت نموده و آن را بالمرّة رفض کند و آن مسافرت به عالم وجود مطلق است. و به این مرحله ناظر است گفتار بعضى از بزرگان که: دَعْ نَفْسَکَ وَ تَعَالَ.1 و نیز اشاره به این مرحله است قوله تعالى: فَادْخُلِي فِي عِبادِي ـ وَ ادْخُلِي جَنَّتِي.2. چه ﴿وَ ادْخُلِي جَنَّتِي﴾ بعد از ﴿فَادْخُلِي فِي عِبادِي﴾ آمده است، و خطاب يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ خطاب به نفسى است که از جهاد اکبر فارغ و به عالم فتح و ظفر که مقرّ اطمینان است داخل شده است. و چون هنوز از مجاهدۀ عُظمى فارغ نشده است و آثار وجودى او باقى است و غایت اضمحلال آن موقوف بر تحقّق جهاد اعظم است لهذا هنوز از تحت تسلّط و قهر خارج نشده و در مضمار «مَلیک» و «مُقْتَدِر» که دو اسم خداوند عظیم است جاى دارد: فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ.3
موت ارادی
و پس از این مرحله باید سالک با آثار ضعیف وجود خود در مجادله برآمده و بقایاى آن را که خود را مخفى داشتهاند بالمرّة نابود و ریشهکن سازد تا بتواند در بساط توحید مطلق قدم گذارد. و این عالَم، عالم فتح و ظفر است. و بدینوسیله عوالم دوازدهگانه طىّ شده و چنین کسى که از هجرت عُظمى و جهاد اعظم گذشته و
- [خودت را رها کن و بالا بیا].
- آیۀ ٢٩ و ٣٠، از سورۀ ٨٩: فجر:[پس در زمره بندگانم داخل شو و در بهشت من وارد شو].
- آیۀ ٥٥، از سورۀ ٥٤: قمر:[در جایگاهى راستین نزد پادشاهى مقتدر].
