اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

شرح فقراتی از دعای ابو حمزه ثمالی ج1

0
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ نفیس «شرح فقراتی از دعای ابوحمزۀ ثمالی» متن پیاده شدۀ سخنرانی‌های حضرت علامه طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه پیرامون «شرح دعای ابوحمزۀ ثمالی» می‌باشد که در هنگام اقامت در طهران، در شب‌های ماه مبارک رمضان در مسجد قائم ایراد فرموده‌اند که اگر چه این شرح، شرح همۀ فقرات این دعای شریف نیست ولی ایشان به همین مقدار با بیانی مختصر و البته شیوا و سلیس، پرده از برخی حقایق نشکفتۀ این دعای عالیة‌المضامین، و و رموز معرفت به توحید حضرت حق، و اسرار سلوک الی اللَه برداشته و مکتوبی ذی‌قیمت برای جویندگان راه حق و پویندگان سبیل حقیقت و مشتاقان لقاء پروردگار بر جای گذاشتند. اهمّ مطالب مندرج در این مجلّد: • انواع ابتلائات برای تربیت سالکین راه خدا • نجات و سعادت انسان به‌وسیلۀ اعتراف به کوتاهی و اشتباه • وصول به معرفت خدا به‌وسیلۀ خود خدا • ضرورت معرفت تام به حضرت حق • حضور ذات حق در دل هر شیء • سرعت اجابت خدا و سستی بندگان در دعا • رحمت واسعۀ پروردگار برای امیدواران • نزدیک‌بودن راه خدا برای نفوس سبک‌بال • معرفت و محبت به خداوند دلیل سعادت و رستگاری انسان • رنگ خدایی داشتن، سبب ارزش انسان • لقای خداوند آرزوی عظیم سالکان راه خدا • معرفت خداوند تنهای تکیه‌گاه انسان در نجات از نفس امّاره • گریۀ اهل‌بیت علیهم‌السلام در مناجات، به‌جهت عمق معرفت به خداوند • تعویض جوهرۀ انسان با یک توفیق الهی • خداوند هم می‌دهد و هم می‌گیرد تا انسان نعمت را از خود نبیند • پادشاهای مطلق خداوند و سریان وجودی او در عوالم هستی

شرح فقراتی از دعای ابو حمزه ثمالی ج1

243
  • معطّل واق واقِ آن سگ نمی‌کند! برای اینکه این سگ است، حیوان است، لازمۀ حیوانیّتش این کار است، من انسان هستم نباید با او یکی به دو کنم!

  • خداوند علیّ‌أعلیٰ چقدر بزرگ است؟! چقدر گذشت دارد؟! این کائنات، این عالَم، این شلوغ بازاری‌ها، این سر و صداها، این گناه‌ها و این جنایت‌ها، نه یکی! تمام این موجودات از مخلوقات اِنسی دارند مخالفت می‌کنند و روزیِ او را می‌خورند و کلاه هم سر او می‌خواهند بگذارند؛ بزرگ است! این‌قدر آقاست، آقاست، این‌قدر مولاست و کریم‌الصَّفح و قدیم‌المَنّ که از جایش هیچ تکان نمی‌خورد! و متزلزل بشود، مضطرب بشود، در فکر برود که حالا این اتّفاقاتی که در عالم پیدا می‌شود و این جنایات و گناه‌هایی که پیدا می‌شود، مبادا به کبریائیّت من صدمه بخورد! ابداً! صدمه نمی‌خورد!

  • اطمینان به فضل و رحمت تو موجب تسکین وآرامش دل

  • خب ما هم تو را شناخته‌ایم که قدیم الصَّفح هستی؛ صفح: یعنی گذشت. صفح و گذشت تو دیرین است، بی‌سابقه نیست، سابقه دارد.

  • «الفضلِ العظیم؛ فضلِ تو بزرگ است»،

  • «والرّحمةِ الواسِعة؛ رحمتِ تو هم وسعت دارد، محدود به حدّی نیست». «تَوَثَّقْنا؛ ما به این مطالبِ تو وثوق پیدا کردیم.» وثوق: یعنی دلمان اینجا آرامش پیدا کرد، دیگر از اضطراب و نوسان و شکّ و تردید خارج شدیم.

  • انسان نسبت به موضوعی، تا هنگامی که وثوق ندارد، در دلش مدام نوسان می‌کند، شکّ و تردید دارد این کار را بکنم، نکنم، صلاح هست، نیست؟! پیش این طبیب بروم، نروم؟! این عمل جرّاحی را بکنم، نکنم، صلاح هست، نیست؟!

  • ولی وقتی وثوق پیدا شد، دیگر این اضطراب دل و نوسان از بین می‌رود، آرام می‌شود.

  • نتیجۀ خسران و خُلف از ناحیۀ تو قابل تصوّر نیست

  • أفَتُراکَ یا ربِّ تُخلِفُ ظنونَنا أو تُخَیِّبُ آمالَنا کَلّا یا کریم؟!

  • «حالا که مطلب این‌طور است، آیا تو در چنین موقعیّتی هستی که این‌طور دیده بشوی که این گمان‌های خوبی که ما دربارۀ تو داریم، تو برخلاف آن گمان‌ها با ما رفتار کنی؟! أو تُخَیِّبُ آمالَنا یا این آرزوهایی که داریم، نتیجه‌اش