اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

شرح فقراتی از دعای افتتاح

62٬018

کتاب نفیس «شرح فقراتی از دعای افتتاح» اثر ذی‌قیمتِ حضرت علامه آیت‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌‌سرّه، حاصل ده‌جلسۀ بر‌جای‌مانده از فرمایشات ایشان در شرح دعای افتتاح می‌باشد، که در شب‌های ماه رمضان در جمع رفقا و شاگردان سلوکی خویش، به شرح و تبیینِ اسرار و نکاتِ عرفانی و توحیدی این دعای شریف پرداخته‌ بودند. طرح نکات عرفانی و توحیدی با بیان شیوا و روان، در قالب آیات و روایات شریفه، همراه با ذکر امثله و نمونه‌های عینی، با اتکا به مبانی عرفانی و حکمی، از خصوصیات این اثر ارزشمند است که قلوب تشنۀ حقیقت را سیراب نموده و پویندگان معرفت ناب را رهنما خواهد بود. مهم‌ترین مطالب این اثر: • خدا که ارحم‌الراحمین است چرا کفار را عقاب می‌کند؟ • حکمت قصاص در اسلام • رفتار کریمانۀ امام سجّاد علیه‌السلام در مرگ فرزندشان • کیفیت برخورد پیامبر با خطاکاران و معاندین • رحمت دو صورت دارد: محبت‌کردن و گوشمالی‌دادن • سریان رحمت واسعۀ پروردگار در بخشش خطاکاران و عقاب معاندین • معنای جمال و جلال‌‌الهی • صیقل‌دادن قلب یعنی اعتراف به عبودیّت و مسکنت • جاهلیّت یعنی پافشاری روی سنت‌های ناشی از موهومات و خرافات • اهمیت تلاوت قرآن در نماز • توضیحی پیرامون احکام شرعی، عقلی و فطری • خلقت یعنی ظهور و تجلّی • معنای واحد‌بالصرافة به بیانی ساده • تبیین حقیقت وجود ربطی و فقری موجودات • قدرت حقیقی در خوشتن‌داری و غلبه بر هوای‌نفس • قرب پروردگار به انسان در عین بُعد • کیفیت حضور خداوند در همۀ زمان‌ها و مکان‌ها • ظهور شهوات مادی، به صورت آتش در قیامت • تقدم مقام عبودیت بر مقام ولایت • صفات و خصوصیات عجیبِ امیرالمؤمنین علیه‌السلام

سرای جاوید

شرح فقراتی از دعای افتتاح

160
  •  اطبّای سابق، دکترهای سابق، طبیب‌ها، حکیم‌باشی‌ها، همۀ اینها؛ چون اغلب خوب باسواد بودند، لذا تا مریض می‌رفت و می‌خواست دو کلمه با آنها صحبت کند، سرش داد می‌کشیدند.

  •  خدا رحمت کند پیرزن‌های زمان سابق را که وقتی آدم دل‌درد یا کمر درد و یا دندان درد می‌گرفت، می‌گفتند: «آقاجان برو آویشن یا گل گاوزبان را دم کن و بخور، دلت خوب می‌شود.» و آدم هم خوب می‌شد.

  • بنیۀ علمی فوق العاده و عمل بر اساس رضای الهی، دو شاخصۀ طبیب‌های سابق

  •  درسی که مردم در قدیم می‌خواندند، همان درس طلبگی بود، و می‌خواندند تا اینکه به مقام کمال برسند. آن‌وقت مردم یکی از این سه رشته را برای خود انتخاب می‌کردند: بعضی‌ها می‌رفتند به دنبال تعلیم و ترویج مبانی دینی و پیشۀ روحانیّت و اجتهاد و... ؛ بعضی‌ها طبیب می‌شدند؛ و بعضی‌ها که می‌خواستند کسب کنند و خیلی هم فکرشان خوب نبود، طبیب نمی‌شدند و کتاب‌فروش می‌شدند.

  •  طبیب‌ها واقعاً درس می‌خواندند و خوب هم می‌فهمیدند، قرابادین کبیر را خوب می‌خواندند، تشریح الأعضاء را خوب می‌خواندند، تحفۀ حکیم مؤمن را خوب می‌خواندند، خمسۀ یونانی را خوب می‌خواندند، و کتاب‌های دیگری که در طب نوشته شده است. کار می‌کردند و زحمت هم می‌کشیدند، و مطّلع و با بصیرت و با فهم هم می‌شدند. آن‌وقت برای خدا هم طبابت می‌کردند؛ نه برای خودشان.

  •  ما که آن زمان را ندیدیم؛ امّا پدرها، مادرها و نزدیکان برای ما نقل کرده‌اند که آنها چه آدم‌هایی بودند. پدر ما می‌فرمود:

  • در آن زمانی که وبا و مَجاعة1 در طهران آمد و مردم می‌مردند، طبیبی بود به‌ نام حکیمúسقراط، که منزلش در اطراف سرچشمه بود و یک الاغ هم داشت

    1. لغت‌نامۀ دهخدا: «سال سخت و قحط که مردمان و حیوانات از گرسنگی تلف شوند.»
/ 156