اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تفسیر آیه نور (اللَه نور السموت و الارض)

60٬804

کتاب شریف «تفسیر آیه نور» نسخۀ مصحّح و منقّحِ ده مجلس از مجالس حضرت علامه آیة اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه در تفسیر آیۀ «اللَه نور السماوات و الأرض» می‌باشد که همراه با مقدمۀ نفیس فرزند بزرگوارشان حضرت آیة‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس اللَه سرّه به زیور طبع آراسته شده است. مرحوم علامه در این اثر ارزشمند، بر اساس تفسیر آیۀ مذکور، به بیان معارف بلند عرفانی پرداخته، و با بیانی جذاب پرده از حقایق ناشکفتۀ این آیۀ شریفه بر می‌دارد. همچنین در ضمن بحث به طرحِ مبانی تفسیری، و مبانی حکمی و عرفانی، و نقد و بررسی مکتب‌های مختلف در مواجهه با توحیدِ ذات باری‌تعالی و اسماء و صفات الهی، و معنای معرفت نفس، می‌پردازند و به شیوه‌ای بی‌بدیل از برخی حقایق و رموز عالم توحید پرده‌برداری می‌کنند. مهمترین مباحث کتاب: • نقد و بررسی آراء وهابیون و اخباریون در تفسیر آیه نور • توضیحی روان از مبنای تفسیری «وضع الفاظ برای معانی عامه» • خدا را باید با خودِ خدا شناخت • باید از غیر خدا گذشت تا به خدا رسید • مکتب‌های مختلف درباره ذات و افعال حق تعالی • منزهّه و مشبّه هر دو اشتباه می‌کنند • بطلان مکتب حلول و اتحاد • انبیاء و ائمه علیهم‌السلام دارای دو مکتب استدلال و عرفان بوده‌اند • آیات و روایات دالّه بر امکان لقاء خداوند • برای شناخت خدا باید از غیر خدا چشم فروبست • بحثی شیوا پیرامون روایت «مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَفَ نَفسَه» • بحثی مبسوط و شیوا پیرامون صفات جمال و جلال و نقد و بررسی برخی آراء فلسفی

سرای جاوید

تفسیر آیه نور (اللَه نور السموت و الارض)

84
  • کسی مرا مجبور نکرده، من در ذات خودم این اختیار را می‌بینم، شما در ذات خودتان این اختیار را می‌بینید که الآن با آرامش نشسته‌اید و دارید در حال اختیار این مطالب را گوش می‌کنید، اختیار به تمامِ معنا این است. حالا ما بگوییم: این آقا الآن در گوش دادنش مختار نیست! اگر جبرئیل بیاید بگوید: آقا تو مختار نیستی او قبول نمی‌کند، می‌گوید: آخر من با اختیار اینجا نشستم و الاّ چرا منزل نرفتم؟!

  •  و هر مکتبی که منافی با حسّ و وجدان و عقل باشد آن مکتب باطل است؛ چون خداوند علیّ أعلیٰ وجود انسان را بر یک اصولی سرشته که تمام علوم انسان متّکی به آن اصول است؛ و اگر ما عقل را منکر بشویم، اجتماع نقیضین را منکر بشویم، اجتماع ضدّین را منکر بشویم، وجود را منکر بشویم، پس بنابراین هیچ علمی دیگر نمی‌ماند؛ این علمی هم که می‌خواهیم سایر علوم را با آن باطل کنیم، این هم باطل می‌شود! برای اینکه علمی نیست.

  •  پس بنابراین ما اگر در عالم وجود انکار وجودِ خود کنیم، انکار اختیار خود کنیم، انکار بدیهیّات و ضروریّاتِ اولیّه را کنیم ـ که تمام براهین فلسفی بر بدیهیّات و یقینیّات و اولیّات و فطریّات و مشاهدات و اینها استوار است ـ بنابراین هیچ سنگی روی سنگ نمی‌ماند، و هیچ علمی در عالم وجود تدوین نمی‌شود، و هیچ گفتاری از کسی به کسی نقد و تحلیل نمی‌شود. بنابراین، اینکه بگوییم: ما اختیارمان بی‌خود است و مجبوریم و خدا هم مختار نیست، هم جبر در موجودات و هم جبر در مبدأ، این هم باطل است.

  •  اینها هم خدا را نشناخته‌اند! نشسته‌اند درون خانۀ خودشان، آن هم در یک بیغوله‌ای تاریک، نه در خانۀ روشن، در تاریکی خواستند برای خودشان و برای خدا، دو تا شناسنامه بنویسند، شناسنامۀ کوران! خودشان را کور، مجبور! خدا هم که خالق آنهاست آن هم یک خدای کوری، یعنی خدای مجبور بی‌چاره‌ای! این‌طور خدا را معرّفی کردند، این هم که درست نیست.

  • بحثی پیرامون مکتب ادراک

  •  از این گذشته بعضی می‌گویند: انسان بایستی برود و در موجودات تفکّر کند 

/ 693