
تفسیر آیه نور (اللَه نور السموت و الارض)
کتاب شریف «تفسیر آیه نور» نسخۀ مصحّح و منقّحِ ده مجلس از مجالس حضرت علامه آیة اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در تفسیر آیۀ «اللَه نور السماوات و الأرض» میباشد که همراه با مقدمۀ نفیس فرزند بزرگوارشان حضرت آیةاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس اللَه سرّه به زیور طبع آراسته شده است. مرحوم علامه در این اثر ارزشمند، بر اساس تفسیر آیۀ مذکور، به بیان معارف بلند عرفانی پرداخته، و با بیانی جذاب پرده از حقایق ناشکفتۀ این آیۀ شریفه بر میدارد. همچنین در ضمن بحث به طرحِ مبانی تفسیری، و مبانی حکمی و عرفانی، و نقد و بررسی مکتبهای مختلف در مواجهه با توحیدِ ذات باریتعالی و اسماء و صفات الهی، و معنای معرفت نفس، میپردازند و به شیوهای بیبدیل از برخی حقایق و رموز عالم توحید پردهبرداری میکنند. مهمترین مباحث کتاب: • نقد و بررسی آراء وهابیون و اخباریون در تفسیر آیه نور • توضیحی روان از مبنای تفسیری «وضع الفاظ برای معانی عامه» • خدا را باید با خودِ خدا شناخت • باید از غیر خدا گذشت تا به خدا رسید • مکتبهای مختلف درباره ذات و افعال حق تعالی • منزهّه و مشبّه هر دو اشتباه میکنند • بطلان مکتب حلول و اتحاد • انبیاء و ائمه علیهمالسلام دارای دو مکتب استدلال و عرفان بودهاند • آیات و روایات دالّه بر امکان لقاء خداوند • برای شناخت خدا باید از غیر خدا چشم فروبست • بحثی شیوا پیرامون روایت «مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَفَ نَفسَه» • بحثی مبسوط و شیوا پیرامون صفات جمال و جلال و نقد و بررسی برخی آراء فلسفی
تفسیر آیه نور (اللَه نور السموت و الارض)
79قائل به این معنا هستند و میگویند: آن ذات پروردگار حلول کرده در سه اُقنوم؛ آن أقانیم عبارت است از: روح القدس و جبرائیل و ذات؛ که ذات را خدا میدانند و جبرائیل را عالَم عِلم میدانند و روح القدس را عیسی میدانند؛1 و میگویند: سه تا خدا داریم، خدا در این و در آن و در آن حلول میکند. اصلاً این باطل است.
یک مکتب، مکتب اتّحاد است. میگوید: خدا حلول نکرده ولیکن با بعضی از موجودات متّحد میشود (دو چیز است، یکی میشود!) انسان با خدا یکی میشود؛ جبرئیل با خدا یکی میشود؛ پیغمبران در بعضی از احوالات خود با خدا یکی میشوند.
این حرف هم غلط است؛ زیرا که اتّحاد لازمهاش اثبات إثنَینیّت و دوئیّت است و دو چیز است که با همدیگر یکی میشود، و در عالم وجود ما دو چیز نداریم؛ ذات پروردگار و صفات او واحد است، و تمام موجوداتی که خلق میکند اینها از ظهورات و از آثار صفات و اسماء خداست و عنوان دوئیّت ندارد که با خدا متّحد بشود. پس مذهب اتّحاد هم مثل مکتب و مذهب حلول باطل است.
بررسی دو مکتب اشاعره و معتزله
از این بیاییم بگذریم برسیم به مکتب اشاعره و معتزله.
معتزله از مکتب «واصلِ بن عَطاء» تبعیّت میکنند که شاگرد «حسن بصری» بود؛ و اینها در بسیاری از چیزها دارای عقائد خاصی هستند.
معتزله میگویند که: راه لقاء خدا به کلّی برای غیر خدا مسدود است؛ یعنی هیچ موجودی قدرت لقاء خدا را به هیچ وجه من الوجوه نه در دنیا و نه در آخرت
- ظاهراً سهوی در عبارت متن صورت گرفته است. جهت اطّلاع رجوع شود به مهرتابان، ص ٢٠٣: «اقنوم علم همان کلمه مسیح، و اقنوم حیات روح است.» و نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ١٢٣: «آنان قائل بر سه اصل قدیم بودند؛ یکی: ذات که از آن تعبیر به أب (پدر) مینمودند. دوّمی: حیات که از آن تعبیر به روح القدس میکردند. و سوّمی: عِلم که از آن تعبیر به ابن (پسر) میکردند.
و هر یک از این سه اصل را که به نام اقنوم میخوانند (أب و ابن و روح القدس) خدا و اصل و قدیم میدانستند. و در اعتقادشان بِاسمِ الابِ و الابنِ و روحِ القُدُس معروف و مشهورند.
- ظاهراً سهوی در عبارت متن صورت گرفته است. جهت اطّلاع رجوع شود به مهرتابان، ص ٢٠٣: «اقنوم علم همان کلمه مسیح، و اقنوم حیات روح است.» و نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ١٢٣: «آنان قائل بر سه اصل قدیم بودند؛ یکی: ذات که از آن تعبیر به أب (پدر) مینمودند. دوّمی: حیات که از آن تعبیر به روح القدس میکردند. و سوّمی: عِلم که از آن تعبیر به ابن (پسر) میکردند.
