
تفسیر آیه نور (اللَه نور السموت و الارض)
کتاب شریف «تفسیر آیه نور» نسخۀ مصحّح و منقّحِ ده مجلس از مجالس حضرت علامه آیة اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در تفسیر آیۀ «اللَه نور السماوات و الأرض» میباشد که همراه با مقدمۀ نفیس فرزند بزرگوارشان حضرت آیةاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس اللَه سرّه به زیور طبع آراسته شده است. مرحوم علامه در این اثر ارزشمند، بر اساس تفسیر آیۀ مذکور، به بیان معارف بلند عرفانی پرداخته، و با بیانی جذاب پرده از حقایق ناشکفتۀ این آیۀ شریفه بر میدارد. همچنین در ضمن بحث به طرحِ مبانی تفسیری، و مبانی حکمی و عرفانی، و نقد و بررسی مکتبهای مختلف در مواجهه با توحیدِ ذات باریتعالی و اسماء و صفات الهی، و معنای معرفت نفس، میپردازند و به شیوهای بیبدیل از برخی حقایق و رموز عالم توحید پردهبرداری میکنند. مهمترین مباحث کتاب: • نقد و بررسی آراء وهابیون و اخباریون در تفسیر آیه نور • توضیحی روان از مبنای تفسیری «وضع الفاظ برای معانی عامه» • خدا را باید با خودِ خدا شناخت • باید از غیر خدا گذشت تا به خدا رسید • مکتبهای مختلف درباره ذات و افعال حق تعالی • منزهّه و مشبّه هر دو اشتباه میکنند • بطلان مکتب حلول و اتحاد • انبیاء و ائمه علیهمالسلام دارای دو مکتب استدلال و عرفان بودهاند • آیات و روایات دالّه بر امکان لقاء خداوند • برای شناخت خدا باید از غیر خدا چشم فروبست • بحثی شیوا پیرامون روایت «مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَفَ نَفسَه» • بحثی مبسوط و شیوا پیرامون صفات جمال و جلال و نقد و بررسی برخی آراء فلسفی
تفسیر آیه نور (اللَه نور السموت و الارض)
157بشناسد؛ امّا کُنهِ ذات پروردگار خارج از حیطۀ قدرت اوست؛ و لذا میبینیم که ملائکۀ مقرّبین و انبیاء مرسلین هم به کُنهِ ذات پروردگار نرسیدند؛ و از پیغمبر اکرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم نقل شده است که آن حضرت فرمود: ”ما عَبَدناکَ حَقَّ عبادتِکَ و ما عَرَفناک حَقَّ مَعرِفتِک!“1 یعنی «ما آنطوری که باید و شاید تو را نشناختیم و آنطوری که باید و شاید تو را عبادت نکردیم.»
از طرفی دیگر در روایت وارد است که:
”إنَّ اللَه تَبارَکَ و تَعالَی احتَجَبَ عَنِ العُقولِ کَما احتَجَبَ عَنِ الأبصار و إنَّ المَلَأ الأعلَی یَطلُبونَهُ کَما تَطلُبونَهُ أنتُم!“2 «خداوند تبارک و تعالی از عقلها هم
- الله شناسی، ج ١، ص ١٥٨:
«سمعانی در کتاب رَوح الأرواح فی شرح اسماء المَلِک الفتّاح در ص ٥٤ گوید:
” ... و ملائکه ملوک میآیند صومعههای عبادت را آتش در زده، خرمنهای تقدیس و تسبیح را بر بادِ بینیازی بر داده و میگویند: ما عبَدناک حقَّ عبادتِک. عارفان و موحّدان میآیند دست افشانان که ما عَرفناک حقَّ معرفتِک.“
و در ص ٥٩٦ گوید: ”آنکه فرشتگانند میگویند: ما عبَدناک حقَّ عبادتِک، آن سرمایه به باد دادن است؛ و آنکه آدمیان گفتند: ما عرَفناک حقَّ معرفتِک، و آن خرمن خود را آتش در زدن است.“
و نجیب مائل هروی در تعلیقه خود در ص ٦٩٧ مینویسد:
”ما عبَدناک حقَّ عبادتِک: علاء الدّوله سمنانی مینویسد: یکی از مسائل اصول که مختلف است میان امام أبوحنیفه و امام شافعی آن است که أبوحنیفه میگوید: ما عبَدناک حقَّ عبادتِک و لکن عرَفناک حقَّ معرفتِک، و شافعی میگوید: ما عبَدناک حقَّ عبادتِک أی ما عرَفناک حقَّ معرفتِک. (چهل مجلس، ص ١٥٦ ـ ١٥٧).“
و علاء الدّوله سمنانی در العروة خود، ص ٨٣ و ٨٤ گوید:
”و همچنین همه عارفان همین گفتهاند. امّا آنکه امام اعظم أبوحنیفه کوفی گفته: سبحانَک ما عبَدناک حقَّ عبادتِک و ما شکَرناک حقَّ شُکرِک، و لکن عرَفناک حقَّ معرفتِک؛ همین معنی دارد.“» - بحارالأنوار، ج ٦٦، ص ٢٩١؛ الله شناسی، ج ٣، ص ٢٠؛ توحید علمی و عینی، ص ٢٥٢.
- الله شناسی، ج ١، ص ١٥٨:
