
تفسیر آیه نور (اللَه نور السموت و الارض)
کتاب شریف «تفسیر آیه نور» نسخۀ مصحّح و منقّحِ ده مجلس از مجالس حضرت علامه آیة اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه در تفسیر آیۀ «اللَه نور السماوات و الأرض» میباشد که همراه با مقدمۀ نفیس فرزند بزرگوارشان حضرت آیةاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس اللَه سرّه به زیور طبع آراسته شده است. مرحوم علامه در این اثر ارزشمند، بر اساس تفسیر آیۀ مذکور، به بیان معارف بلند عرفانی پرداخته، و با بیانی جذاب پرده از حقایق ناشکفتۀ این آیۀ شریفه بر میدارد. همچنین در ضمن بحث به طرحِ مبانی تفسیری، و مبانی حکمی و عرفانی، و نقد و بررسی مکتبهای مختلف در مواجهه با توحیدِ ذات باریتعالی و اسماء و صفات الهی، و معنای معرفت نفس، میپردازند و به شیوهای بیبدیل از برخی حقایق و رموز عالم توحید پردهبرداری میکنند. مهمترین مباحث کتاب: • نقد و بررسی آراء وهابیون و اخباریون در تفسیر آیه نور • توضیحی روان از مبنای تفسیری «وضع الفاظ برای معانی عامه» • خدا را باید با خودِ خدا شناخت • باید از غیر خدا گذشت تا به خدا رسید • مکتبهای مختلف درباره ذات و افعال حق تعالی • منزهّه و مشبّه هر دو اشتباه میکنند • بطلان مکتب حلول و اتحاد • انبیاء و ائمه علیهمالسلام دارای دو مکتب استدلال و عرفان بودهاند • آیات و روایات دالّه بر امکان لقاء خداوند • برای شناخت خدا باید از غیر خدا چشم فروبست • بحثی شیوا پیرامون روایت «مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَفَ نَفسَه» • بحثی مبسوط و شیوا پیرامون صفات جمال و جلال و نقد و بررسی برخی آراء فلسفی
تفسیر آیه نور (اللَه نور السموت و الارض)
131ولی آب اگر خودی داشته باشد، یعنی خودنما باشد، مثلاً موج داشته باشد، یا آلوده باشد، دیگر نمیتواند غیر را نشان بدهد، عکس در آن آب منعکس نیست.
آیینه همینطور است؛ آیینه یک جنبۀ خودی دارد، اینکه جنسش از شیشه است، فلان مقدار وزن دارد، یک مادّهای به نام جیوه پشتش مالیدهاند، اینها خودیهای آیینه است. یک جنبۀ غیریّت دارد که غیر را نشان میدهد. هر چه جنبۀ خودیّت آیینه کمتر باشد، غیر را بهتر نشان میدهد.
بعضی از آیینهها رنگ شیشۀ آنها سبز است، زرد است، صورت انسان در آنها سبز و زرد جلوه میکند. بعضی از آیینهها شیشۀ آنها موج دارد، وقتی انسان در آن آیینه نگاه میکند، صورتِ خود را موجدار میبیند؛ اگر صورتِ خود را این طرف و آن طرف بیاورد، میبیند صورتش دارد کوچک و بزرگ میشود، یک چشمش کوچک میشود، چشم دیگرش بزرگ میشود، پیشانیاش بالا میرود، چانهاش پائین میآید. امّا یک آیینهای که هیچ موج نداشته باشد، انسان را خوب نشان میدهد. یک آیینه هست که موج ندارد ولیکن از آن جیوهای که پشتش مالیدهاند مقداری خراش پیدا کرده؛ شما در آن آیینه صورت خود را ببینید، میبینید صورتتان یک خراش دارد؛ بعد این آیینه را کج میکنید، این خراش روی پیشانیتان میآید، میبینید پیشانیتان خراش دارد؛ بعد آیینه را اینطرفتر میآورید، خراش میآید این طرف، این طرفِ صورتتان خراش پیدا میکند، با اینکه صورت شما خراش ندارد، آیینه خراش دارد؛ امّا چون در خودش یک چیزی پیدا شده، آنطوری که باید و شاید نمیتواند صورت شما را خوب نشان بدهد، لذا آن چیز را در شما جلوه میدهد. اگر یک آیینه مقداری از پشتش مانند یک خالی، خراب شده باشد و جیوهاش کنده شده باشد، و شما در او صورت خود را ببینید، میبینید یک خال پیدا کردید، یک سالَک پیدا کردید، با اینکه سالَک ندارید؛ آیینه سالَک دارد؛ امّا در خود، صورت شما را صورتِ زخمدار و سالَکدار نشان میدهد.
آیینۀ خوب، آن آیینهای است که هیچ این جهات در آن نباشد؛ جنبۀ خودیّتش
