اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امام شناسی ج1

71٬355
اعتقادات

جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهم‌السلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهم‌السلام و بیان لوازم عصمت  • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است  • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد  • منصب امامت از نبوّت بالاتر است  • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا   • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست  • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است  • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است  • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهم‌السلام، تبعیت از اعلم است

سرای جاوید

امام شناسی ج1

88
  • او قدح و طعنی به‌عمل نیاورده است، و در دلائل النبّوة و خصائص النبّویه به او استدلال کرده‌اند.

  •  و نیز ابو جعفر اسکافی، و شهاب الدین خفّاجی، این حدیث را صحیح شمرده‌اند، و سیوطی در جمع الجوامع (ج ٦ ص ٣٩٦) حکایت کرده است که: ابن جریر طبری این حدیث را صحیح شمرده است.

  •  علاوه بر تمام این مطالب این حدیث به سند دیگر نیز آمده است، که روات آن همگی موثق بوده‌اند:

  •  احمد بن حنبل در مسند خود (ج ١ ص ١١١) به سند خود از رواتی نقل کرده که روات آن بدون شبهه و بدون کلام از رجال صحاح هستند، و آنها عبارتند از شریک، اعمش، سهال، عبّاد.1

  •  باری حدیث عشیره را بسیاری از بزرگان مانند ابن مردویه، و سیوطی، و ابن ابی حاتم، و بغوی، و حلبی در سیرة النبوّیه، و غیر آنها به الفاظ دیگری نقل نموده‌اند مانند:

  •  ایکم یبایعُنی علی ان یکونَ اخی وَ صاحِبی وَ وارثی فَلَم یقُم الیه احدٌ فقُمتُ الیهِ وَ کنتُ اصغَر القَوم الی ان قال فَضرَبَ رَسولُ اللَهِ بِیدِهِ عَلی یدی

  •  و مانند: مَن بایعَنی علی ان یکونَ اخی و صَاحِبی وَ وَلیکم مِن بَعدی؟ فَمَددتُ یدی و قلتُ: انا ابایعُک

  •  و مانند: أنا أدعوکم إلی کلِمَتَینِ خَفیفَتَینِ عَلی اللِّسانِ ثَقیلَتَینِ فی المیزانِ: شَهادةُ أن لا إله الَّا اللَهُ وَ أنّی رسولُ اللَهِ فمَن یجیبُنی إلی هذَا الَامرِ وَ یوازِرُنی یکن أخی و وزیری و وَصیی وَ وارِثی وَ خَلیفَتی مِن بَعدی فَلَم یجبهُ أحدٌ مِنهُم، فَقامَ عَلیٌّ وَ قَال: أنا یا رَسولَ اللَه قالَ: إجلِس ثُمُّ أعادَ القَولَ علَی القَومِ ثانیاً فَصَمَتوا، فَقامَ عَلیٌّ وَ قالَ: أنا یا رسولَ اللَه فقالَ: إجلِس ثُمَّ أعادَ القَولَ عَلی القَومِ ثالثاً، فَلَم یجِبهُ أحدٌ مِنهُم فَقامَ عَلِیٌّ وَ قالَ أنا یا رسولَ اللَه فقالَ: إجلِس فَانتَ أخی وَ وَزیری و وَصیی وَ وَارثی وَ خَلیفَتی مِن بَعدی.

  •  و مانند: أیکم ینتَدِبُ أن یکونَ أخی وَ وزیری وَ وَصیی وَ خَلیفَتی فی

    1. «الغدیر» ج ٢ ص ٢٧٩ ـ ٢٨٠
/