اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امام شناسی ج1

71٬355
اعتقادات

جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهم‌السلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهم‌السلام و بیان لوازم عصمت  • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است  • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد  • منصب امامت از نبوّت بالاتر است  • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا   • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست  • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است  • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است  • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهم‌السلام، تبعیت از اعلم است

سرای جاوید

امام شناسی ج1

73
  •  عادت آن‌حضرت چنان بود که در هر سال در کوه حراء مجاورت می‌نمود، فقط من او را می‌دیدم، و کسی دیگر غیر از من او را نمی‌دید، و در تمام جهان اسلام در آنروز خانه‌ای نبود که در آن مسلمانی باشد غیر از رسول خدا و خدیجه، و من سوّمی آنها بودم.

  •  من نور وحی و رسالت را می‌دیدم، و بوی نبّوت را استشمام می‌کردم و حقّاً می‌گویم که ناله شیطان را در حین نزول وحی بر رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله شنیدم، عرض کردم: ای پیغمبر خدا این چه ناله‌ای است؟

  •  فرمود: این شیطان است از اینکه بنی آدم او را عبادت کنند مأیوس شده، تو می‌شنوی آنچه را که من می‌شنوم، و می‌بینی آن‌چه را که من می‌بینم، مگر آنکه تو پیغمبر نیستی، و لکن تو وزیر منی و بر خیرخواهی بود.

  •  عجیب است با این مقام و منزلت و سفارش هائی‌که رسول خدا نموده، و او را وصیّ و وزیر و ولیّ مؤمنین و خلیفه خود قرار دادند، هنوز جسد مطهّر پیغمبر دفن نشده بود که در سقیفه بنی ساعده اجتماع کردند، و کردند آنچه کردند.

  •  گذشته از بردن خلافت، از یک باغستان حضرت صدّیقّه دختر رسول خدا دست بر نداشتند، و نحله رسول خدا را برده، و دختر رسول اللَه را دل شکسته نمودند.

  • اعتراض حضرت فاطمه سلام اللَه علیها به سکوت امیرالمؤمنین و پاسخ آن حضرت

  •  پس از آنکه فاطمه برای اثبات حقّ خود به مسجد رفت، و با ابوبکر به محاجّه پرداخت ابن شهرآشوب می‌گوید: چون فاطمه از مسجد به منزل مراجعت کرد، و حضرت أمیرالمؤمنین علیه السّلام در منزل انتظار بازگشت او را داشتند، در این حال رو به آن حضرت نموده و گفت: یا بنَ أبیطَالِبٍ! اشتَمَلتَ شَملَةَ الجَنینِ، وَ قَعَدتَ حُجرَةَ الظَّنِینِ، نَقَضتَ قَادِمَةَ الأجدَلِ فَخَاتَک رِیشُ الأعزَلِ.

  •  هَذا ابنُ أبی قُحَافَةَ، قَد ابتَزَّنیِ نُحَیلَةَ أبِی، وَ بُلَیغَةَ إبنیِ

  •  وَ اللَهِ لَقَد جَدَّ فِی ظُلَامَتیِ، وَ ألَدَّ فیِ خِصَامِی، حَتَّی مَنَعَتنِی القَیلَةُ نَصرَهَا، وَ المُهَاجِرَةُ وَصلَهَا، وَ غضَّتِ الجَمَاعَةُ دوُنیِ طَرفَهَا؛ فَلَا مَانِعَ وَ لَا دَافِعَ.

  •  خَرَجتُ وَ اللَهِ کاظِمَةً، وَ عُدتُ رَاغِمَةً.

  •  أضرَعتَ خَدَّک یومَ أضَعتَ حَدَّک، افتَرَستَ الذِئَابَ وَ افتَرَسَک الذُّبَابُ، مَا کفَفتَ قَائلًا، وَ لَا أغنَیتَ بَاطِلًا، وَ لَا خِیارَ لِی لَیتَنِی مِتُّ قَبلَ ذُلَّتِی، وَ تَوَفَّیتُ دوُنَ هَینَتِی.

/ 18