اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امام شناسی ج1

71٬355
اعتقادات

جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهم‌السلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهم‌السلام و بیان لوازم عصمت  • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است  • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد  • منصب امامت از نبوّت بالاتر است  • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا   • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست  • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است  • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است  • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهم‌السلام، تبعیت از اعلم است

سرای جاوید

امام شناسی ج1

222
  • الدَّعوَةُ الَیَ وَ الی اخی عَلِیٍّ، لَمْ یسجُد احَدُنا لِصَنَمٍ قَطُّ1

  •  حضرت رسول اللَه فرمودند: که خداوند به‌حضرت ابراهیم خطاب کرد: کسی‌که به بت سجده کرده باشد، من هیچ‌گاه او را امام قرار نمی‌دهم سپس حضرت رسول اکرم فرمودند: تا اینکه دعوت رسالت و امامت به من و به برادرم علی منتهی شد، هیچ‌یک از ما دو نفر به بتی سجده نکردیم در هیچ زمان.

  • عَلِیٌّ مع الحقّ و الحقّ مع عَلِیٍ

  •  سید هاشم بحرانی2 پانزده روایت از طریق عامّه و یازده روایت از طریق خاصّه روایت می‌کند مبنی بر آنکه علیّ با حقّ است، و حقّ با علیّ است، و بر آنکه حضرت فرمودند: خدایا حقّ را با علیّ قرار ده، هر جا که علیّ قرار دارد؛ و بر لزوم متابعت و پیروی از طریقه آن حضرت.

  •  ما در اینجا روایاتی که از طریق عامّه نقل شده، و یکی از روایات خاصّه را با حذف سند و به‌اختصار بیان می‌کنیم.

  •  ١ ـ ابراهیم بن محمد حموینی که از علماء عامّه است، و

  •  ٢ ـ موفق بن احمد خوارزمی با اسناد متّصل خود روایت می‌کنند از شهر بن حوشب، و

  •  ٣ ـ زمخشری در ربیع الأبرار مرسلًا روایت می‌کنند:3 قال شهر بن حوشب: کنْتُ عِنْد امِ‌سَلَمَة رَضِیَ اللَهُ عَنها، اذَا اسْتاذنَ رَجُلٌ فَقالَتْهُ لَهُ: مَنْ انْتَ

  •  ؟ قال: انَا ابو ثابِتٍ مَوْلی عَلِیٍّ عَلَیهِ السَّلامِ،

  •  فَقالَتْ امٌّ سَلَمَة: مَرْحَباً بِک یا ابا ثابِتٍ ادْخُلْ، فَدَخَلَ فَرَحَّبَتْ بِهِ

  •  ثُمَّ قالَتْ: یا ابا ثابِتٍ اینَ طار قَلْبُک حینَ طارَتِ الْقلوبُ مَطائرَها؟

  •  قالَ: تَبَعَ عَلِیاً علیه السلام

  •  فقالَتْ: وُفِّقْتَ وَ الَّذی نَفْسی بِیدِه؛ لَقَد سَمِعتُ رسولَ اللَه صلّی اللَه علیه و آله یقولُ: عَلِیٌّ مَعَ الحَقِّ وَ القُرآنِ، وَ القُرآنِ وَ الحٌّق مَعَ عَلِیٍّ، وَ لَن یفتِرقا حَتّی یرِدا عَلَیَ

    1. «تفسیر المیزان» ج ١ ص ٢٨٢
    2. «غایة المرام» ص ٥٣٩ و ص ٥٤٠
    3. زمخشری می‌گوید: استاذن ابو ثابت مولی علی الخ
/