اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امام شناسی ج1

71٬355
اعتقادات

جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهم‌السلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهم‌السلام و بیان لوازم عصمت  • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است  • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد  • منصب امامت از نبوّت بالاتر است  • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا   • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست  • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است  • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است  • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهم‌السلام، تبعیت از اعلم است

سرای جاوید

امام شناسی ج1

121
  •  حضرت رسول اللَه أمیرالمؤمنین علی بن أبی‌طالب را طلبیده، و او را امر کردند در بستر خودشان بخوابد، و بُرْد سبز رنگی که مخصوص آن حضرت بود بر روی خود بکشد.

  •  علی بن أبی‌طالب همین‌کار را کرد و پیغمبر از منزل خارج شد.1

  •  و نیز با اسناد خود از ابی رافع روایت کند که چون آن حضرت تصمیم هجرت گرفت؛ علی را امر نمود که در مکه بماند، و بعداً اهل بیت رسول خدا را به مدینه بفرستد، و او را امر نمود که امانت او را ادا کند، و وصایائی که مردم به حضرت نموده بودند انجام دهد، و امانت‌هائی که به حضرت سپرده بودند، علی همه آنها را به صاحبانش بازگرداند.

  •  و او را امر نمود که در آن شبِ خروج در بستر او به پشت بخوابد، و فرمود: اگر قریش تو را در بستر من بدین‌حال ببینند مطلب بر آنها مشتبه شده و در جستجوی من برنمی‌خیزند.

  •  قریش پیوسته از منزل آن حضرت به فراش رسول خدا نگاه می‌کردند، و علی را در فراش خوابیده می‌دیدند، و گمان می‌کردند که پیغمبر خوابیده است، تا چون صبح شد و در فراش، علی را یافتند؛ با خود گفتند محمّد از مکه بیرون نرفته است، اگر بیرون می‌رفت علی را نیز مسلماً با خود برده بود.

  •  همین مطلب آنها را در اشتباه انداخته از تفحّص پیغمبر در خارج مکه مأیوس شدند.

  •  و پیغمبر علی را امر نموده بود که بعداً به مدینه ملحق شود.

  •  علی اهل بیت رسول خدا را به مدینه فرستاد، و سپس خود راه مدینه را گرفت، و برای آنکه کفّار از حرکت او اطلّاع حاصل نکنند شبها پیاده راه می‌رفت و روزها خود را مخفی می‌داشت تا به مدینه رسید.

  •  چون خبر ورود علی را به پیغمبر دادند فرمود: ادْعوا الی عَلِیاً قیل: یا رَسولَ اللَهِ لا یقْدِرُ انْ یمْشیَ.

  •  علی را به‌سوی من بخوانید! عرض کردند: ای پیغمبر خدا، علی دیگر قادر به حرکت نیست!

    1. «أسدالغابة» ج ٤ صفحه ١٨
/ 600