
امام شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام و بیان لوازم عصمت • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد • منصب امامت از نبوّت بالاتر است • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهمالسلام، تبعیت از اعلم است
امام شناسی ج1
21بسّم اللَه الرّحمن الرّحیم
و صلّی اللَه علی محمد و آله الطاهرین
و لعنة اللَه علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین
و لا حول و لا قوّة الا باللَه العلیّ العظیم
قال اللَه الحکیم فی کتابه الکریم:
﴿ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَهِ ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ﴾1
اصل وراثت از سنن غیر قابل تبدیلی الهی است
قانون وراثت، اصل مهمّی است که در تمام شئون موجودات از انسان و حیوان و نباتات مورد مطالعه دقیق قرار گرفته، و آثار و نتایج مهمّی از آن به دست آمده است؛ و میتوان گفت یکی از سنن غیر قابل تبدیل و تغییر الهی است.
دقّت و بررسی در افراد انسان و انتقال خصوصیات و کیفیاتی که از نطفه پدر و مادر و تلقیح آن به صورت جنین درآمده و در طفل به ظهور میرسد، این اصل را بطور کلّی در مورد انسان به ثبوت میرساند.
نطفه انسان ذرّهای از سازمان وجودی اوست که تمام آثار و خصوصیات انسان بطور تراکم و اندماج و بطور قوّه و استعداد در او موجود است؛ و چون در رَحِم مادر در ظرف مخصوص خود با شرایط خاصّی جای گرفت به مرحله فعلیت رسیده و به صورت نشر درآمده و به ظهور میرسد؛ و تمام خصوصیات مادّی و اخلاقی و روحی پدر و مادر خود را نشان میدهد.
- سوره فاطر ٣٥ ـ آیه ٣٢؛ راجع به تفسیر این آیه شریفه ابن بابویه حدیثی از حضرت رضا علیه السّلام آورده است که در مجلس مأمون در مرو در حضور او و علماء عراق و خراسان پس از سؤال مأمون از تفسیر این آیه حضرت بیان کردند. این حدیث بسیار جالب و حاوی مطالبی است و در «غایة المرام» ص ٢١٩ به عنوان التاسع وارد است
