اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج1

0
اعتقادات

جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهم‌السلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهم‌السلام و بیان لوازم عصمت  • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است  • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد  • منصب امامت از نبوّت بالاتر است  • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا   • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست  • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است  • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است  • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهم‌السلام، تبعیت از اعلم است

امام شناسی ج1

94
  • نَظَرَهُمْ ینْتَقِلُ مِنْ ابیطالِبٍ الی ابْنِهِ ثُمَّ انْصَرَفُوا مُسْتَهْزِئینَ1

  •  زیرا گذشته از آنکه جمله: «عونک انا حربٌ علی ما حاربت» را از نزد خود به حدیث اضافه کرده است، و این جمله در هیچ یک از روایات دیده نمی‌شود تفریع رسول خدا را در پاسخ به علی آنجا که فرمودند: فَانْتَ اخی وَ وَصییی وَ وارِثی وَ خَلیفَتی فیکمْ را حذف نموده است، و چون در این عمل شنیع خود کسی را ندید که از او مؤاخذه کند، و در این تصرّفات و تقوّلات بر او خرده گیرد، آنچه را که بطور کلی راجع به أمیرالمؤمنین علیه السّلام بوده است در طبع دوّم از کتاب خود حذف نموده است.

  •  شاید سِرِّ آن همان ملاحظه منظور ابن کثیر و أمثال ابن کثیر بوده است، که بعد از نشر متوجّه شده، و در طبع دوّم ترمیم نموده است؛ یا آنکه سیل اعتراضات در جرائد و محافل و خرده‌گیری‌های بسیار راجع به این موضوع، و درج جمله اوّل در کتاب خود که از ناحیه دشمنان اهل بیت علیهم السّلام متوجّه او شده است، و همین امواج سرزنش و مؤاخذه او را در پرّه افکنده تا مجبور و مضطّر به حذف و تحریف آن در طبع دوّم شده است2، یا آنکه کما آنکه عادت شایع در بسیار از چاپخانه هاست که بعضی از جملات را که مورد نظرشان نباشد حذف می‌کنند، و مؤلف چون با آنها اشتراک در منظور داشته از حذف آنها چشم‌پوشی نموده است، و یا عاجز از دفع آنها بوده است؟ و بر هر تقدیر، خداوند شعور و ادراک زنده را متوجّه کند، و امانت موصوفه الهی و حقّ ضایع شده و مورد تأسف را در دلها زنده فرماید.3

  •  و امّا جهت دوّم از بحث که دلالت و مفهوم حدیث است، آنکه در این حدیث با اختلاف مضامینی که در نقل آن شده است جمله: انْتَ اخی وَ وَصییی وَ

    1. در کتاب «علی و الوصیة» از ص ٤ الی ص ١٩ روایات بسیاری از طرق مختلفه با ذکر اسناد و علمائی که این حدیث را در کتابهای خود نقل کرده‌اند بیان می‌کند و نیز در ص ٣٣٧ مدارک این حدیث را مفصلاً شرح داده است، و در ص ٣٧٤ که استدراکات کتاب را بیان می‌کند تحت عنوان الحدیث الرابع روایت عجیبی در این مورد از ابو بکر خطاب به عباس بن عبد المطلّب نقل می‌کند که در آن حدیث ابو بکر می‌گوید: که رسول خدا چون عشیره را جمع نمود فرمود: فمن یقوم منکم یبایعنی علی ان یکون اخی و وزیری و وصییی و خلیفتی فی اهلی، فلم یقم الخ و نیز در ص ٣٧٥ نظیر آن را نقل می‌کند و این دو حدیث را از تاریخ مخطوط ابن عساکر که صورت فتوگرافی آن در مکتبة الامام أمیرالمؤمنین العامة در نجف اشرف است نقل می‌کند. و در «مناقب» ابن شهرآشوب ج ١ ص ٥٤٤ نیز از ابو بکر این حدیث را نقل می‌کند.
    2. شیخ محمّد جواد مَغنیة در کتاب «الشّیعة و التّشیع» (طبع مکتبة المدرسة و دار الکتاب اللبنانی بیروت) ص ١٤ گوید: شیخ محمّد حسن مظفّر در کتاب «دلآئل الصّدق» ج ٢، ص ٢٣٣ از کتاب «کنز العمال» ج ٦، ص ٣٩٧ نقل کرده است که: إنَّ النَّبیَّ قالَ لِعَشیرَتِهِ: قَدْ جِئْتُکمْ بِخَیرِ الدُّنْیا وَ الأخِرَةِ، وَ قَدْ أمَرَنی رَبّی أن أدْعُوَکمْ إلَیهِ؛ فَأَیکمْ یوازِرُنی عَلَی أمْری هَذَا؟ قالَ عَلیٌّ: أنَا یا نَبیَّ اللَهِ أکونُ وَزیرَک عَلَیهِ فَأَخَذَ النَّبیُّ بِرَقَبَتِهِ وَ قالَ: إنَّ هذا أخی وَ وَصیی وَ خَلیفَتی فیکمْ؛ فَاسْمَعوا لَهُ وَ أطیعوا! فقامَ القَوْمُ یضْحَکونَ وَ یقولونَ لِابی طالِبٍ: قَدْ أمَرَک أنْ تَسْمَعَ وَ تُطیعَ لِوَلَدِک عَلیٍّ! آنگاه در تعلیقه گوید: این حدیث را محمّد حسین هیکل در کتاب «حیوة محمّد» طبع اوّل آورده است، و در طبع دوّم در مقابل ٥٠٠ جنیه که گرفته است، حذف کرده است؛ و دلیل ما تقابل میان دو طبع است. نظر کن به تعلیقه ص ١١٤ از «أعیان الشّیعة» ج ١، قسمت ١، طبع ١٩٦٠ انتهی.
      (جنیه پولی است که در مصر مصرف می‌شود.)
    3. ترجمه خلاصه آنچه در «الغدیر» جلد ٢ صفحه ٢٨٧ الی ٢٨٩ وارد شده است