اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج1

0
اعتقادات

جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهم‌السلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهم‌السلام و بیان لوازم عصمت  • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است  • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد  • منصب امامت از نبوّت بالاتر است  • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا   • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست  • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است  • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است  • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهم‌السلام، تبعیت از اعلم است

امام شناسی ج1

93
  • لفظ کذا و کذا گذارده است و بدین‌صورت حدیث را نقل کرده است: قال: فَایکمْ یوازِرُنی عَلی هذا اْلَامرِ عَلی انْ یکونَ اخی، و کذا و کذا و در کلام اخیر آن حضرت نیز گفته است: ثم قال: انّ هذا اخی، و کذا و کذا ملاحظه می‌شود که چه جنایت واضحی نموده و برای پوشاندن حقّ و اخفاء مقامات و فضائل أمیرالمؤمنین لفظ وَصییی وَ خَلیفَتی فیکمْ را به لفظ مجمل تحریف نموده است.

  •  و به دنبال این تحریف، ابن کثیر شامی در البدایة و النهایة ج ٣ ص ٤٠ و در تفسیر خود ج ٣ ص ٣٥١ به جای آن دو کلمه وصیی و خلیفتی فیکم لفظ کذا و کذا گذارده است، با آنکه مصدر و مخرج این روایت در نزد او همان تاریخ طبری بوده است.

  • جنایت ابن کثیر در نقل حدیث عشیره

  •  ابن کثیر این حدیث را شرح مفصّل داده، و لیکن در نزد او اثبات نصّی به خلافت أمیرالمؤمنین به وصیت و خلافت دینیه یا اشاره به این معانی بسیار ناگوار است؛ و بدین منظور که از شرح نصوص خلافت شانه خالی کند مرتکب این جنایت روایتی شده است.

  •  آیا منظور طبری هم در تفسیر خود این بوده، بعد از آنکه خود او در تاریخش آن دو لفظ را صریحاً و صحیحاً آورده، یا غیر آن، خدا عالم است.

  • جنایت هیکل در نقل حدیث عشیره

  •  و ثانیاً محمّد حسنین هیکل1 نیز یک فضیحت آشکاری در تحریف این حدیث نموده، زیرا اوّلًا در طبع اول از کتاب خود بنام «حیات محمّد» ص ١٠٤ حدیث را ذکر کرده و بدینقسم خاتمه می‌دهد:

  • فَایکمْ یوازِرُنی هذا اْلَامْرَ وَ انْ یکونَ اخی وَ وَصییی وَ خَلیفَتی فیکم، فَاعْرَضوا عنْهُ وَ هَمّوا بِتَرکهِ، لکنَّ عَلِیاً نَهَضَ وَ ما یزالُ صَبِیاً دونَ الْحُلُمِ وَ قالَ: انَا یا رَسولَ اللَهِ! عَوْنُک، انَا حَرْبٌ عَلی مَنْ حارَبْتَ فَاْتَبَسَّمَ بنو هاشمٍ وَ قَهْقَهَ بَعْضُهُمْ وَ جَعَل

    1. وزیر فرهنگ اسبق مصر و سردبیر مجله الاهرام