
امام شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام و بیان لوازم عصمت • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد • منصب امامت از نبوّت بالاتر است • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهمالسلام، تبعیت از اعلم است
امام شناسی ج1
91کدامیک از شما در برداشتن این امر مرا یاری خواهد کرد؟ کدامیک نائب مناب و وزیر من خواهد گردید، چنانچه هرون نائب و وزیر موسی بود؟ سکوت و بهت انجمن را حکمفرما گردیده، هیچیک جرأت قبول آن وظیفه خطرناکی را که پیشنهاد گردید نداشتند، تا آنکه پسر عمّ پیغمبر، علی آن جوان بیپروا از جای برخاسته فریاد زد:
ای پیغمبر من تو را یاری خواهم کرد ـ تا آنکه گوید ـ محمّد دستهای خود را به دور آن جوان با فتوّت درآورد، و او را در آغوش خود فشرده فریاد زد: اینک نظر کنید برادر و وزیر مرا.
واشنگتن ارونیک آمریکائی (در «کتاب مقدّس» ترجمه میرزا ابراهیم خان شیرازی از انگلیسی به فارسی ص ٦٠) ضمن احوالات پیغمبر این داستان را نوشته تا آنجا که گوید:
پیغمبر (ص) فرمود: کدام یک از شما قدم پیش نهاده، مرا به برادری قبول میکنید؟ کدامین است از شما که وزیر و نائب و قائم مقام من باشد؟ مدّتی اهل مجلس خاموش بودند، و از کسی جوابی نمیآمد، و پیوسته به یکدیگر مینگریستند، و بعضی از روی تعجّب و برخی به استهزاء با هم تبّسم میکردند تا آنکه علی بن أبیطالب با جرأت و قوّت شباب از هیچکس پروا نکرده، از میان برخاست، و قدم صدق در پیش نهاده گفت: اینک من بنده و خادم توام ای رسول خدا، اگرچه هنوز کودکم و قابل خدمتگزاری نیستم.
محمد دست به گردن آن جوان صادق پاک طینت انداخته، او را تنگ در آغوش کشید، و به آواز بلند فرمود: اینک ببینید برادر و وزیر و نائب و قائم مقام مرا!
این جرأت و جسارت و خودنمائی کودکی مانند علی در چنان مجمعی قریش را به خنده و ریشخند آورد، و به سخریه رو به ابوطالب کردند و به طعنه به وی گفتند: که تو هم البتّه متوقّعی که در حضور پسر تو کمرها خم کنیم، و او را تعظیم نمائیم.1
بالجمله ما باید در دو جهت راجع به این حدیث بحث نمائیم: جهت اوّل در سند و جهت دوّم در دلالت.
اما در سند، همان طور که ذکر شد جای شبهه و شکی نیست که سند آن از
- نقل از کتاب «شیعه و اسلام» سبط جزء اول ص ٥ و ٦
