
امام شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام و بیان لوازم عصمت • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد • منصب امامت از نبوّت بالاتر است • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهمالسلام، تبعیت از اعلم است
امام شناسی ج1
87این مرد تو را امر کرده است که کلام فرزندت را بشنوی و از او اطاعت کنی.1
صحّت اسناد حدیث عشیره
علّامه امینی گوید: به عین الفاظی که طبری این حدیث را نقل کرده است ابو جعفر اسکافی متکلم معتزلی بغدادی متوفی ٢٤٠ در کتاب خود بنام نقض العثمانیة2 روایت نموده و گفته است که این خبر صحیح است؛
و نیز فقیه برهان الدین در کتاب انباء نجباء الابناء (ص ٤٦ ـ ٤٨)، و ابن اثیر در کامل (ج ٢ ص ٢٤)، و ابو الفداء عماد الدین دمشقی در تاریخ خود (ج ١ ص ١١٦)، و شهاب الدین خفاجی در شرح شفا که متعلّق به قاضی عیاض است (ج ٣ ص ٣٧) آورده است، لکن دنباله حدیث را انداخته است و گفته است که این حدیث را در دلائل بیهقی و غیر او با سند صحیح روایت کردهاند.
و نیز خازن علاء الدین بغدادی در تفسیر خود (ص ٣٩٠) و حافظ سیوطی در جمع الجوامع همانطور که در ترتیبش آورده در (ج ٦ ص ٣٩٢) از طبری نقل کرده است، و در ٣٩٧ از حفاظ ششگانه: ابن اسحق، و ابن جریر، و ابن ابی حاتم، و ابن مردویه، و ابی نعیم و بیهقی، روایت نموده است.
و نیز ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه (ج ٣ ص ٢٥٤)، و مورخ جرجی زیدان در تاریخ تمدّن اسلامی (ج ١ ص ٣١) و محمّد حسنین هیکل در کتاب حیات محمد (ص ١٠٤) از طبع اوّل آوردهاند.
و روات سند این حدیث همگی از موثقین و مورد اعتماد هستند.
اما جماعتی، ابو مریم عبد الغفار بن قاسم را ضعیف شمردهاند، و این تضعیف بهجهت شیعی بودن اوست، لکن ابن عقده بر او ثنایای فراوان گفته، و از او تمجید بسیار بعمل آورده است، و در مدح او مبالغه نموده همانطور که در لسان المیزان (ج ٤ ص ٤٣) از او مدح شده است، و حفاظ ششگانه فوق نیز روایت خود را به او اسناد میدهند، و از او روایت میکنند، با آنکه آنها استادان فنّ حدیث و ائمّه خبر، و مراجع جرح و تعدیل و ردّ و احتجاج هستند.
و هیچ کس حدیث عشیره را که ذکر شد ضعیف نشمرده، و بهجهت ابومریم در
- «تاریخ طبری» ج ٢ ص ٦٢ و ٦٣
- «شرح نهج البلاغة» ابن أبی الحدید، ج ٣، ص ٢٦٣ [٢٦٧] و از طبع ٢٠ جلدی: جلد ١٣، ص ٢١٩. علّامه آیة الله سید شرف الدّین عاملی در کتاب «المراجعات» طبع اوّل، ص ١١١، پس از نقل این مطلب از «شرح نهج البلاغة» ابن أبی الحدید، در تعلیقه گوید: کتاب «نقض العثمانیة» از کتب بینظیر است، و واجب است بر هر شخص بحّاثِ از حقائق که به آن مراجعه کند. و آن، در ص ٢٥٧ و ما بعد آن تا ص ٢٨١ [٢٨٦] از مجلّد ٣ از «شرح نهج البلاغة» ابن أبی الحدید، در شرح آخر خطبه قاصعه موجود است
