
امام شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهمالسلام و بیان لوازم عصمت • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد • منصب امامت از نبوّت بالاتر است • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهمالسلام، تبعیت از اعلم است
امام شناسی ج1
86از خود که شنیدی، و بنابراین این قوم قبل از آنکه من سخن گویم متفرّق شدند؛ مانند همان غذائی را که دیروز آماده نمودی امروز نیز تهیه بنما، و این قوم را در نزد من گرد آور.
علی گوید: من چنان طعامی تهیه نمودم، و سپس آنها را در نزد آن حضرت حاضر ساختم.
آن حضرت به من فرمودند: غذا بیاور! من آوردم و مانند دیروز غذا را به آنها تقسیم نمود همه خوردند و نیازی دیگر نداشتند.
سپس فرمود: آنها را سیراب کن! من قدح شیر را آوردم، همه آشامیدند بطوریکه سیراب شدند، سپس رسول خدا زبان به سخن بگشود، و فرمود: ای پسران عبدالمطلّب! به خدا سوگند من یاد ندارم جوانی از عرب را که برای قوم خود هدیهای آورده باشد بهتر از آنچه من برای شما آوردهام، من برای شما خیر دنیا و آخرت آوردهام، و خداوند تعالی مرا امر نموده است که شما را بهپرستش او بخوانم.
کدام یک از شما در این امر به معاونت و یاری من بر میخیزد تا آنکه برادر و وصیّ من و جانشین من در میان شما بوده باشد؟
علی میگوید: تمام آن جمعیت از پاسخ حضرت خودداری کردند، و من که در آن وقت از همه کوچکتر بودم و بیسرمایهتر و ژولیدهتر و سادهتر گفتم: من، ای پیغمبر خدا یار و معین تو خواهم بود!1 حضرت دست خود را بر گردن من گذارد، و فرمود: إنَّ هَذَا اخِی وَ وَصییی وَ خَلیفَتی فِیکم، فَاسمَعوا لَهُ وَ اطیعُوا
فرمود: این برادر من و وصّی من و جانشین من در میان شماست، پس کلام او را بشنوید و امر او را فرمانبرید.
علی میگوید: تمام قوم برخاستند، و میخندیدند و به ابوطالب میگفتند:
- سید اسمعیل حمیری در دیوان خود ص ٧٣ گوید:
ابو حسن غلام من قریش ** ابرهم و اکرمهم نصابا
دعاهم احمد لما اتته ** من اللَه النبوّة فاستجابا
فادبه و علمه و املی ** علیه الوحی یکتبه کتابا
فاحصی کلما املی علیه ** و بینه له بابا فبابا
تجریح این اشعار از «اعیان الشیعه» ج ١٢ ص ٢١٦ است و نیز حمیری از ص ٢٠٣ به بعد سیزده بیت مفصلاً راجع به حدیث عشیره آورده است
- سید اسمعیل حمیری در دیوان خود ص ٧٣ گوید:
