اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج1

0
اعتقادات

جلد اول از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون مسئله «عصمت انبیاء و ائمه علیهم‌السلام» و «معنای کلی ولایت تکوینی» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • لزوم عصمت انبیاء و ائمه علیهم‌السلام و بیان لوازم عصمت  • اصل وراثت در عصمت مربوط به ملکوتِ نفس است  • عصمت انبیاء منافاتی با اختیاری بودن افعال آنان ندارد  • منصب امامت از نبوّت بالاتر است  • معنای ولایت تکوینیِ امام به اذن خدا   • شرط تحقّق امامت، عبورِ امام از هستیِ خود و تحقق به هستیِ خداست  • ضرورت تبعیّت از امام، بخاطر ضرورت تبعیت از حق است  • لازمۀ عصمت، هدایت به حق است  • ملاکِ تبعیت از ائمه علیهم‌السلام، تبعیت از اعلم است

امام شناسی ج1

85
  •  چون آیه انذار بر رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله وارد شد: ﴿وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ﴾، رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله مرا خواندند و گفتند: یا علی: خدای من مرا امر نمود که نزدیکترین عشیره و اقوام خود را انذار کن، این امر بر من گران آمد، چون می‌دانستم که به مجرّد آنکه به این امر لب بگشایم، از آنها امور ناگواری سر خواهد زد، بنابراین سکوت اختیار کردم تا آنکه جبرائیل آمد گفت: ای محّمد! اگر مأمورّیت خود را انجام ندهی، پروردگارت تو را عذاب می‌کند.

  •  بنابراین یک صاع (که تقریباً یک من غذاست) برای ما طبخ کن، و در آن ران گوسفندی قرار ده، و یک قدح نیز از شیر فراهم نما، و سپس تمام فرزندان عبد المطلّب را در نزد من حاضر کن، تا با آنها سخن گویم و آنچه بدان مأموریت دارم به آنها ابلاغ کنم.

  •  علی گوید آنچه را که رسول خدا به من امر نمود انجام دادم، و بنی عبد المطلّب را به خانه پیغمبر دعوت نمودم و در آن هنگام آنان چهل نفر بودند یا یکی بیشتر و یا یکی کمتر؛ در میان آنان عموهای آن حضرت ابوطالب و حمزه و عبّاس و ابولهب بودند.

  •  چون همه آنها در نزد آن حضرت گرد آمدند حضرت غذائی را که پخته بودم طلب کردند من آن را آوردم چون در مقابل آن حضرت گذاردم، رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله پاره‌ای از گوشت را با دست خود برداشته و با دندان‌های خود پاره پاره نمودند، و آن قطعات را دورادور آن ظرف بزرگ چیدند، سپس فرمودند به آن جماعت: شروع کنید بسم اللَه!

  •  آنها همه خوردند و سیر شدند بطوری‌که دیگر حاجت به طعام نداشتند، و سوگند به خداوندی‌که جان علی در دست اوست آن غذائی که من در مجلس آوردم خوراک یک نفر از آنها بود، سپس حضرت فرمودند: این جماعت را سیراب کن!

  •  من آن قدح شیر را آوردم و همه خوردند، و سیراب شدند؛ و سوگند به خدا که آن قدح مقدار نوشیدنی یک تن از آنان بود.

  •  در این حال چون رسول اللَه صلّی اللَه علیه و آله اراده سخن کردند، ابولهب در کلام پیشی گرفت و گفت: این صاحب شما از دیر زمانی پیش، شما را سحر می‌نمود؛ رسول اللَه با آنها به هیچ سخن لب نگشود.

  •  فردای آن روز فرمود: ای علی! این مرد در کلام من پیشی گرفت به سخنی